{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنــکــه مــی رود فــقــط مــی رود ولــی آنــکــه مــی مـ

آنــکــه مــی رود فــقــط مــی رود ولــی آنــکــه مــی مــانــد درد مــی کــشــد ، غــصــه مــی خــورد ، بــغــض مــی کــنــد ، اشــک مــی ریــزد و تــمــام ایــنــهــا روحــش را بــه آتــش مــی کــشــد و در انــتــظــار بــازگــشــت کــســی کــه هـــرگــز بــاز نــخــواهــد گــشــت آرام آرام خــاکــســتــر مــی شــود …
    آری ، ایــن اســت خاصــیــت عــشــق یــک طــرفه …
دیدگاه ها (۲۸)

عجب گیری افتادیما

ﭘﯿﮏ ﺍﻭﻝ ﺑﻪ ﺳــــــﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﭘﺎﺩﮔﺎﻧﻪﻭﻣﻮﻗﻊ ﺷﺎﻡ ﺑﻪ ...

بــعــد تــو هــیــچ چــیــز دوســت داشــتــنــی نــیــســتک...

همدم تنهاییم

دوست داشتن که تمام نمی‌شود؛فقط گاهی به دلتنگی تبدیل می‌شود.....

نفس می‌کشم. همین. نه برای فردایی که نیامد، نه برای خاطره‌ای ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

پارت یک

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۵با اینکه فضایِ باغچه پر از خند...

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

درخواستیاسم: آوایِ عشق در پسِ سکوتپارت اولفضای خانه از سنگین...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط