رمان عشق پنهان
معرفی. شخصیت. ها ❄️📌🪪
شخصیت. اصلی : لی ات. ❄️ جئون جونگ کوک ❄️ اعضا 「منظورم. نامجون . جین . شوگا . جیهوپ . جیمین . تهیونگ 」
ات. :۲۲ ساله.
جونگ کوک : ۳۶ ساله
برادر ات : ۳۵ ساله
شخصیت های. فرعی : داخل رمان متوجه میشید
تعداد پارت ها. نامعلوم
خلاصه :
پدر ات از ات بدش میاد چون. وقتی اون به. دنیا اومد. هم. مادرش و هم زنش مردن و اون اتو باعث مرگ. همسرش و مادرش رو میدونست و. اونو شکنجه میداد
وقتی تازه یه ماهش. بود اونو با میله ی داغ میسوزوند. و وقتی بزرگ تر میشد. شکنجه هاش به اون قبلی ها اضافه میشد و ات یه برادر بزرگ. تر داشت که وقتی. پدرش اونو اذیت میکرد برادرش ازش مراقبت میکرد. و پدرش اونو هم شکنجه میداد و از خونه پرتش میکرد بیرون و بازه به شکنجه های دردناکش ادامه میداد 〔بسه. دیگه بقشو میفهمین 〕
کوک یه پسر مهربون با ادب و خوش قلب بود. که. خوانواده ی. پول داری داشت و اون وارث شرکت پدرش بود و وارث ....[ یه رازه ] اون داخل. مدرسه ۶ تا. رفیق خیلی وفادار داشت و قبل از اشنا شدن با اونا. زندگی سختی ددشت همه ی قلدارای مدرسه اذیتش میکردن و اون با این ۶ تا اشنا شد و کسی جرعت نداشت اذیتش کنه تا اینکه به. دانشگاه رسید و اون یه دوستِ دختر داشت که باهم خیلی راحت بودن و مثل خواهر برادر بودن که یه حادثه ای رخ میده که اون میمیره و. جونگ کوک مهربون و خوش قلب ما به. پسری خشن سرد و بی احساس میشه و. ....
ادامه بدم؟ بظر بدین.
شخصیت. اصلی : لی ات. ❄️ جئون جونگ کوک ❄️ اعضا 「منظورم. نامجون . جین . شوگا . جیهوپ . جیمین . تهیونگ 」
ات. :۲۲ ساله.
جونگ کوک : ۳۶ ساله
برادر ات : ۳۵ ساله
شخصیت های. فرعی : داخل رمان متوجه میشید
تعداد پارت ها. نامعلوم
خلاصه :
پدر ات از ات بدش میاد چون. وقتی اون به. دنیا اومد. هم. مادرش و هم زنش مردن و اون اتو باعث مرگ. همسرش و مادرش رو میدونست و. اونو شکنجه میداد
وقتی تازه یه ماهش. بود اونو با میله ی داغ میسوزوند. و وقتی بزرگ تر میشد. شکنجه هاش به اون قبلی ها اضافه میشد و ات یه برادر بزرگ. تر داشت که وقتی. پدرش اونو اذیت میکرد برادرش ازش مراقبت میکرد. و پدرش اونو هم شکنجه میداد و از خونه پرتش میکرد بیرون و بازه به شکنجه های دردناکش ادامه میداد 〔بسه. دیگه بقشو میفهمین 〕
کوک یه پسر مهربون با ادب و خوش قلب بود. که. خوانواده ی. پول داری داشت و اون وارث شرکت پدرش بود و وارث ....[ یه رازه ] اون داخل. مدرسه ۶ تا. رفیق خیلی وفادار داشت و قبل از اشنا شدن با اونا. زندگی سختی ددشت همه ی قلدارای مدرسه اذیتش میکردن و اون با این ۶ تا اشنا شد و کسی جرعت نداشت اذیتش کنه تا اینکه به. دانشگاه رسید و اون یه دوستِ دختر داشت که باهم خیلی راحت بودن و مثل خواهر برادر بودن که یه حادثه ای رخ میده که اون میمیره و. جونگ کوک مهربون و خوش قلب ما به. پسری خشن سرد و بی احساس میشه و. ....
ادامه بدم؟ بظر بدین.
- ۴۹.۲k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط