چال روی لپ گل انداختش آدمو دیوونه میکه

چال روی لپ گل انداختش آدمو دیوونه میکه

اصن هر کی میخواد نگاش کنه نفری هزار باید بدید

والا مث کیمیا از سر راه نیاوردمش که
جیگر خودمه
هزار میدی نگا میکنی
2هزار بدی میتونی بوس کنی
دیدگاه ها (۸)

🧷♥️عزیز که پُشتی‌ها و قالیچه‌ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو می...

My dady پارت②سانا: چراااا؟؟ تهیونگ: براچی میپرسی؟ سانا: اوپا...

💙🧷♥️عزیز که پُشتی‌ها و قالیچه‌ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو م...

پارت ۳۱۰ دیقه مونده به شروع مراسم رسیدیم و بادیگردا در ماشین...

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۳

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

خب دگـ وقتــشـــهـ بابای بدمـ مـوندنمـ اینجـا بی معنیـه باس ...

عزیز که پُشتی ها و قالیچه ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو میله ...

عزیز که پُشتی ها و قالیچه ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو میله ...

عشق فراموش شده پارت 50

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط