پارت ۴
+نه توروخدا
ته عصبی شد کمر بندش رو درآورد
و پاهای ا.ت و بست به پشت خوالونذشو آمپولو زد
+آییی
÷گریه نکن تموم شد
+خیلی بذی دیگه دوستت ندارم
ته پاهای ا.ت باز کرد ا.ت و گذاشت رو تخت پتو کشید رو خودشو ات ات بغل کرد
÷خوشگل من آروم باش گریه نکن برای خوب شدنت بود
+آخه درد داشت🥺
÷ببخشید الان خوب میشی خب
+من خوابم میاد
÷خب بخواب بیا برات داستان بگم(خدا شاتس بده)
خلاصه
ا.ت و ته بچه دار شدن مامان اتم خودکشی کرد
ته عصبی شد کمر بندش رو درآورد
و پاهای ا.ت و بست به پشت خوالونذشو آمپولو زد
+آییی
÷گریه نکن تموم شد
+خیلی بذی دیگه دوستت ندارم
ته پاهای ا.ت باز کرد ا.ت و گذاشت رو تخت پتو کشید رو خودشو ات ات بغل کرد
÷خوشگل من آروم باش گریه نکن برای خوب شدنت بود
+آخه درد داشت🥺
÷ببخشید الان خوب میشی خب
+من خوابم میاد
÷خب بخواب بیا برات داستان بگم(خدا شاتس بده)
خلاصه
ا.ت و ته بچه دار شدن مامان اتم خودکشی کرد
- ۴۳.۲k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط