پارت ۴

+نه توروخدا
ته عصبی شد کمر بندش رو درآورد
و پاهای ا.ت و بست به پشت خوالونذشو آمپولو زد
+آییی
÷گریه نکن تموم شد
+خیلی بذی دیگه دوستت ندارم
ته پاهای ا.ت باز کرد ا.ت و گذاشت رو تخت پتو کشید رو خودشو ا‌ت ا‌ت بغل کرد
÷خوشگل من آروم باش گریه نکن برای خوب شدنت بود
+آخه درد داشت🥺
÷ببخشید الان خوب میشی خب
+من خوابم میاد
÷خب بخواب بیا برات داستان بگم(خدا شاتس بده)


خلاصه
ا.ت و ته بچه دار شدن مامان ا‌تم خودکشی کرد
دیدگاه ها (۴)

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

ادامه سناریو

پارت۴

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

ریاکشن پارت ۲

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط