{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنده یاد فروغ فرخزاد

زنده یاد فروغ فرخزاد

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

به جویبار که در من جاری بود

به ابرها که فکرهای طویلم بودند

به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من

از فصل های خشک گذر می کردند

به دسته های کلاغان

که عطر مزرعه های شبانه را

برای من به هدیه می آوردند

به مادرم که در آینه زندگی می کرد

و شکل پیری من بود

و به زمین که شهوت تکرار من درون ملتهبش را

از تخمه های سبز می انباشت

سلامی دوباره خواهم داد

می آیم می آیم می آیم

با گیسویم : ادامه بوهای زیر خاک

با چشمهایم : تجربه های غلیظ تاریکی

با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار

می آیم می آیم می آیم

و آستانه پر از عشق می شود

و من در آستانه به آنها که دوست می دارند

و دختری که هنوز آنجا

در آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد.
دیدگاه ها (۲)

زنده یاد حسین پناهیکسی از حال کسی آگه نیستحالی نیست !گاهی در...

زنده یاد حسین پناهیدر انتهای هر سفردر آینهدار و ندار خویش را...

زنده یاد فروغ فرخزاددخترک خنده کنان گفت که چیستراز این حلقه ...

زنده یاد فروغ فرخزاددیدگان تو در قاب اندوهسرد و خاموشخفته بو...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه آفتاب سلامی دوباره خواهم د...

به آفتاب سلامي دوباره خواهم دادبه جويبار كه در من جاري بودبه...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

ً.ً‍‍‍‌‌‌‌‍ـ ...به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که ...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود ...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود ...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادشما عبارت "به آفتاب سلامی دوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط