{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من
از فصل های خشک گذر می کردند
به دسته های کلاغان
که عطر مزرعه های شبانه را
برای من به هدیه می آوردند
به مادرم که در آیینه زندگی می کرد
و شکل پیری من بود
و به زمین، که شهوت تکرار من، درون ملتهبش را
از تخمه های سبز می انباشت – سلامی دوباره خواهم داد

می آیم، می آیم، می آیم
با گیسویم: ادامه بوهای زیر خاک
با چشم هایم: تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم، می آیم، می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که دوست می دارند
و دختری که هنوز آنجا،
در آستانه پرعشق ایستاده، سلامی دوباره خواهم داد...
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

به آفتاب سلامي دوباره خواهم دادبه جويبار كه در من جاري بودبه...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه آفتاب سلامی دوباره خواهم د...

زنده یاد فروغ فرخزادبه آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار...

ً.ً‍‍‍‌‌‌‌‍ـ ...به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که ...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادشما عبارت "به آفتاب سلامی دوب...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود ...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط