{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد

به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد

به جويبار كه در من جاري بود

به ابرها كه فكرهاي طويلم بودند

به رشد دردناك سپيدارهاي باغ كه با من

از فصل هاي خشك گذر مي كردند

به دسته هاي كلاغان

كه عطر مزرعه هاي شبانه را

براي من به هديه مي آوردند

به مادرم كه در آينه زندگي مي كرد

و شكل پيري من بود

و به زمين كه شهوت تكرار من درون ملتهبش را

از تخمه هاي سبز مي انباشت

سلامي دوباره خواهم داد

مي آيم مي آيم مي آيم

با گيسويم : ادامه بوهاي زير خاك

با چشمهايم : تجربه هاي غليظ تاريكي

با بوته ها كه چيده ام از بيشه هاي آن سوي ديوار

مي آيم مي آيم مي آيم

و آستانه پر از عشق مي شود

و من در آستانه به آنها كه دوست مي دارند

و دختري كه هنوز آنجا

در آستانه پرعشق ايستاده سلامي دوباره خواهم داد...
دیدگاه ها (۱)

پیک پیریز سری، موی سپیدی روئیدخنده ها کرد بر او موی سیاهکه چ...

...

...

...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه آفتاب سلامی دوباره خواهم د...

زنده یاد فروغ فرخزادبه آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود ...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

ً.ً‍‍‍‌‌‌‌‍ـ ...به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که ...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود ...

به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط