⚡ ️🔻 امشب از دفتر عمرم

⚡ ️🔻 امشب از دفتر عمرم
صفحاتی خواندم🔻 ⚡ ️

⚡ ️🔻 چوڹ بہ نام تو رسیدم
لحظاتی ماندم🔻 ⚡ ️

⚡ ️🔻 همہ ے دفتر عمرم
ورقی بیش نبود🔻 ⚡ ️

⚡ ️🔻 همہ در دفتر مڹ
حسرت دیدار تو بود🔻 ⚡ ️
دیدگاه ها (۳)

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

دعای انجام گناه

مرد من ۳

پارت اول رمانموننن======خوش اومدید به شروع رمان س.ک.سی عشق م...

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 221♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

رمان بهترین من☆اهمم تصمیم گرفتم رمان بنویسم خیلی درخواست داش...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط