{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنها چفیه داشتند ... من چــــادر دارم آنان چفیه می بستند

آنها چفیه داشتند ... من چــــادر دارم آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند ... من چــــادر می پوشم تا‌ زهرایی زندگی کنم آنها چفیه خیس می کردند تا نفس هایشان آلوده شیمیایی نشود ... (( بخشی از دلنوشته های یک خواهر بسیجی در اردوی راهیان نور ))
دیدگاه ها (۲)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :البته کسانی که نگاه کا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول : چرا نمی گوید : حال که...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۹

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

🦋✨آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند…من چادر می پوشم تا ...

آنها چفیه بستند تا بسیجی وار بجنگندمن چادر می پوشم تا زهرایی...

آن ها چفیہ داشتند…من چادر دارم!!!آنان چفیہ مے بستند تا بسیجے...

آنها چفیه داشتند ... من چــــادر دارم آنان چفیه می بستند تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط