نفس کشیدن از جایی سخت می‌ شه،

نفس کشیدن از جایی سخت می‌ شه،
که نخوای با سرنوشتت کنار بیای..
اونجاست که می‌ فهمی جنگیدن با تقدیر،
آدم رو افسرده میکنه..
یه روزی که خیلی هم دور نیست،
میشینی زندگیت رو جمع و تفریق میکنی و میبینی،
یه عالمه آرزو روی دستت مونده..
با یه دنیا حرف که توی این سال ها،
دونه‌ دونه توی خودت ریختی..
ظلم یعنی
«تقدیرِ» آدمایی که سهم هم نبودن،
اما خیلی اتفاقی به هم برخوردن
تا با یه دنیا حسرت اسم همدیگه رو به گور ببرن…
دیدگاه ها (۲)

#جدالمیگفت وقتی دیدم آدما، خودشون نبودن و هر کدوم شکل یه حیو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ____________________مقدمه...

ادامه part:8{این رمان درخواستی است و‌به گفته خود فالور نوع ن...

لطفا به ویدیو توجه نکنید و برید کپشن

نقد دادیم نصف عمر رو

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۱۱لیویا هیچ‌چیزی بر...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴²ویو میکا_____اشک تو چش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

My lovely neighbor part : 89

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط