در شهر هے قدم زد ۅ عابر زیاد شد

در شهر هے قدم زد ۅ عابر زیاد شد
ترس از رقیب بود ڪه آخر زیاد شد

اینقدرهام نصف جهان جمعیت نداشت
باڪوچ اۅ به شهر مهاجر زیاد شد
دیدگاه ها (۲۳)

پارت ۱۱ — روزی که شهر شلوغ شدصبح آن روز، از وقتی یورا چشم با...

### پارت دوم: برخورد در طوفانآسمان شهر سیاه‌ِ سیاه بود؛ انگا...

**پارت ۷**چشم‌هات رو بستم و توی تاریکی زیرزمین داشتی از ترس ...

💜 وقتی عضو هشتم BTS بودی 💜(درخواستی)نورهای بنفش تمام سالن رو...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝓒𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 31بعد از اینکه از بازار بیرون آمدند،...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

### پارت دهم و پایانی: «غروبِ قلمروهای سیاه»باران در بیرون ا...

ᴘᴀʀᴛ۴۱ | شروع یک مسیر تازهروز رفتن آرا رسید.چمدونش کنار در ب...

پارت‍ـــ.. ـــ۵ــ«رقص سایه ها»کامیل از تراس بیرون ا...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط