{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳

پارت ۳

سرکلاس اصلا حواسم به درس نبود همش به اون خوابا فکر میکردم ......


بالاخره توضیحات بیشتر از خواب حسنا :

ی مرد مسن همش تو خوابمه که به یکی اشاره می‌کنه و میگه .......

تو همین فکر بودم که با صدای داد معلم به خودم اومدم

معلم : نوشتید ؟؟؟

همه : بلــــه

وای من ننوشتم حالا چه خاکی به سرم کنم ...

داشتم اینو زمزمه میکردم که دیدم محنا کتابش رو جلوم گذاشت منم ازش تشکر کردم و نوشتم ..

یک دختر پرو تو کلاس داریم به اسم الینا خیلی بچه هارو اذیت می‌کنه منم اصلا ازش خوشم نمی آد

آخ جون زنگ خورد به محنا توضیح دادم که اون تیکه رو متوجه نشدم میشه کمکم کنی

خوراکی هامون رو برداشتیم و به سمت خلوت ترین جای حیاط رفتیم محنا خیلی خوب توضیح میده

فلش بک به یک سال بعد :

: دخترم باریکلا به تو بورسیه گرفتی ولی کجا میخوای بری

× کره جنوبی

: عزیزم .... اونجا ....

ادامه دارد ...



بچه ها امروز دو پارت دیگه هم میزارم پس آماده باشید ... فقط لایک و کامنت فراموش نشههه 🥺😚😘
دیدگاه ها (۵)

بچه ها براتون رمان نوشتم شروع کنیم؟

پارت: چهاررمان: رویای منا/ت: اوه من مشکلی باهاش ندارم هرکاری...

فیک تهیونگ

پارت دوشبویو سونیالان شب شده کوک ظهر رفته ولی هنوز نیومده من...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

سناریو در خواستیییی چیفویو

ازدواج اجباری

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط