جلد گوشیمو صبح دراوردم رفتم کلی دنبالش گشتم به داییم میگم

جلد گوشیمو صبح دراوردم رفتم کلی دنبالش گشتم به داییم میگم جلد گوشیمو ندیدی میگه بنظرم گوشیتو نزار تو جلدش میگم چرا و با این صحنه مواجه شدم😶😑😐


خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 😭
زنداییییییییییییی بیا شوهرتو جمع کنننننننننننننن😭
#marmelartvinsarset
دیدگاه ها (۳۹)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم (

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

#برادر ناتنی من

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

From Enmity to Love

فیک جونگوک تا وقتی قلبمان بیدار بشود.

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط