{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در #قرون_وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نا

در #قرون_وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آنخود می‌کردند.
فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می‌برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد...
به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: قیمت جهنم چقدر است؟کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟! مرد دانا گفت: بله جهنم. کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید. کشیش روی کاغذ پاره ای جهنم را به نام فرد كرد و سند را به او داد. مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم را خریدم این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی‌دهم، برويد و خوش باشيد...!
جهل تا چه حد

نام آن مرد مارتين لوتر بود
دیدگاه ها (۵)

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان ...

𝒫𝒶𝓇𝓉 19عقد با رئیس مافیاات با ناباوری به مرد روبه‌رویش نگاه ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۵

‏ نامزد دموکرات سنای میشیگان: جنگ با ایران ایده‌ای احمقانه‌ ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:16[۶:۱۸am,نیویورک]چشمانش دیگر خوابی ندا...

P : 19

پارت اول چشمان مشکی و گردش باز کرد مادرش با دستان خوشک و لاغ...

🖤 مافیای منقسمت دوازدهم | اولین نشانهات پشت سر جونگکوک ایستا...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط