{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

3.حتما بخونین....

3.حتما بخونین....
در قرون وسطی کشیشان، بهشت را به مردم می فروختند و مردمان نادان هم با پرداخت پول، قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند.
فرد دانایی که از این نادانی مردم، رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد. به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:
- قیمت جهنم چقدره؟
کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!
مرد دانا گفت: بله جهنم.
کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه
مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.
کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم
مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد:
- ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم.
اسم ان مرد، کشیش مارتین لوتر بود.د
دیدگاه ها (۱۴)

باور کردم تنهایی را،چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب...!

از آمدنُ رفتنِ ما سودی کو:یک هبوت الکیتاحالا ویسگون رفتی:لحظ...

2.حتما بخونین :)))))))))))یکروز خانواده لاک پشتها تصمیم گرفت...

1.حتما بخونین :))))))))))))))سه تا رفيق با هم ميرن رستوران و...

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان ...

...My evil angel...پارت¹³🪽🔥 فصل دومرقصی که سرنوشت آغاز کرد.....

_____ادامه پارت²⁰ نفرین کوچولو_____چند لحظه نگاهم کرد.بعد گف...

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

P : 18

🔴شما در غرب احساس آزادی دارید اما کافیست خلاف منافع ارباب سر...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 23ساعت ۱۲ شب شد.تهیونگ، ات و کانگ...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط