{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شما یادتون نمیاد، یه زمانی یه آقایی خیانت کرده بود بعد خا

شما یادتون نمیاد، یه زمانی یه آقایی خیانت کرده بود بعد خانمش توی آفتابه جای آب اسید ریخته بود.
بعد اون خبر هروقت می‌رفتم دستشویی اول سه قلپ آب آفتابه رو میخوردم بعد خودمو می‌شستم.
دیدگاه ها (۱)

رسیدی به پله‌های آخر بهشت.یه پله مونده.خدا می‌گه: می‌بخشیش؟م...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

فیک تهیونگ عشق اجبار

۳ پارتی

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط