نام رمان: افسون من

نام رمان: افسون من
نویسنده: الهام بانو
ژانر : عاشقانه
تعداد صفحات : ۴۶۸
خلاصه رمان:
افسون دختری روستایی که با یه تصادف سرنوشتش عوض میشه…
وارد خانواده ای جدید میشه و راستینی که دل به این دختر روستایی میبنده…
بخشی از رمان:
با مامان رفتیم تو حال باهم صبحونمون رو خوردیم بعد صبحونه بلندشدم ظرفا رو جمع
کردم و شستم مامانم رفته بود غذای مرغ و خروسا رو بده.
منم لباسامو برداشتم رفتم حموم خودمو که شستم لباسامو پوشیدم همونجا جلو آیینه
کوچیکی که تو حموم با یه میخ آویزون بود موهامو شونه کردم.
تو آیینه خودمو نگاه کردم اول از همه چشای خاکستریم خودنمایی میکرد به بابام رفته
بودم با بینی نه بزرگ و نه کوچیک متناسب با صورتم لبامم لبای کوچولو و صورتی موهامم قهوه
ای تیره بود تا پایین کمرم بابا نمیذاشت موهامو کوتاه کنم. خودم بچه اولم اسمم افسون ۷۱سالمه
بعد من یه آبجی دارم دوسال کوچیکتر از خودمه افسانه و آخراز همه داداش کوچولوم افشین که
۹سالشه..


https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d9%88%d9%86-%d9%85%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

بریم ؟؟لتس گو رمان :«عموی ناتنی من»(تابع قوانین ویسگون)Part:...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 4به هرحال اون چیزی که نب...

رمان عشق ممنوع

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

پارت ۱۶  رفتم توی باغ و دره حموم رو باز کردم لباسامو در اوور...

"فیک عشق ناخواسته" پارت۴"ویوی ا/ت" خانم مین رفت بیرون لباسام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط