۵پارتی هیونجین

#پارت_سوم

هیونجین بعد از بوسه کوتاه روی گردن اَت، سرشو عقب می‌بره و با یه لبخند مغرور نگاهش می‌کنه.

هیونجین: «دیدی؟ خیلی راحت بردم.»

اَت: (چشم‌غره می‌ره) «این فقط یه امتیاز بود. هنوز خیلی مونده.»

هیونجین: (نفس عمیق می‌کشه و جدی‌تر می‌شه) «اَت… تو نمی‌فهمی من الان چقدر می‌خوامت.»


قبل از اینکه اَت چیزی بگه، دستاشو دو طرف صورتش می‌ذاره و این بار بدون هیچ شوخی، لب‌هاشو می‌گیره. بوسه‌ای عمیق، طولانی و پر از عطش.

اَت اول غافلگیر می‌شه، اما بعد دستاشو دور گردن هیونجین حلقه می‌کنه.

هیونجین: (بین بوسه‌ها زمزمه می‌کنه) «لعنتی… این همون چیزیه که منو دیوونه می‌کنه.»


دستش روی کمر اَت سر می‌خوره و اون رو محکم‌تر به خودش فشار می‌ده.

اَت: (نفس‌نفس می‌زنه) «هیونجین… این دیگه بازی نیست.»

هیونجین: (با صدای گرفته) «درسته. دیگه بازی تموم شد… از اینجا به بعد فقط من و توییم.»


لب‌هاشو دوباره می‌چسبونه، این بار خشن‌تر. نفس‌هاش سنگین‌تر شده، نگاهش پر از میل. دستاش روی بدن اَت حرکت می‌کنن، اما آهسته و مطمئن، انگار می‌خواد هر لحظه رو به خاطر بسپره.

هیونجین: «می‌خوام امشب فقط منو حس کنی… هیچکس دیگه‌ای وجود نداره. فقط ما.»
*پایان*
دیدگاه ها (۰)

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

سفید و سیاه🤍🖤قسمت ۲۷آتسوشی هنوز داره آروم انگشتاشو روی گونه‌...

چندپارتی جونگ کوک

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟...نور م...

### سناریو BTS 💜وقتی بهشون میگی: «ددی، میشه بغلم کنی؟» (در ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط