ریالیتی شو

ریالیتی شو🎬
p:۶

بالکن با چراغای ریسه و نسیم شب پر شده بود. تو و هیونجین روبه‌روی هم نشسته بودین. حرفا کم‌کم تموم می‌شد و فقط سکوتی شیرین بین‌تون مونده بود.

هیونجین دستتو گرفت، این بار محکم‌تر. نگاهشو مستقیم انداخت توی چشمای تو.
هیونجین: «می‌دونی… از روز اول، بین این همه آدم… فقط تو رو می‌دیدم.»

تو خندیدی، ولی خنده‌ت پر از استرس بود.
تو: «داری زیادی رمانتیک میشی.»
هیونجین: «خب شاید همین چیزی باشه که می‌خوام… زیادی رمانتیک باشم برای تو.»

صندلیشو کمی عقب کشید و اومد کنارت. فاصله بینتون کمتر و کمتر شد. قلبت تند می‌زد. هنوز مطمئن نبودی دوربین داره ضبط می‌کنه یا نه.

هیونجین خم شد جلو. برای چند ثانیه فقط نفساشو حس می‌کردی، داغ و نزدیک.
تو: «هیون… اگه همه ببینن—»
هیونجین: «پس بذار همه ببینن که من فقط تو رو می‌خوام.»

و قبل از اینکه فرصت اعتراض داشته باشی، لباش آروم نشست روی لبات. بوسه‌ای کوتاه، ولی پر از احساس.

تو اول خشکت زد، بعد آروم همراهیش کردی. اون لحظه انگار همه‌چیز محو شد. صدای موجای مصنوعی، چراغای ریسه، حتی دوربین‌ها… فقط شما دو نفر بودین.

وقتی بوسه تموم شد، هیونجین پیشونیشو به پیشونی تو تکیه داد.
هیونجین: «قول میدی هیچ‌وقت پشیمون نشی؟»
تو: «قول میدم.»


---

📺 اما تو اتاق مانیتور؟

ای‌ان با عصبانیت از جاش بلند شد: «این پسره زیادی جلو رفته!»

فلیکس فقط دستشو گذاشت روی پیشونیش و لبخند نصفه زد.

لیسا پچ‌پچ کرد: «این لحظه رو همه‌ی شبکه‌ها وایرال می‌کنن.»

جونگ‌کوک بی‌صدا لبخند تلخی زد، انگار چیزی توی دلش شکست.
*پایان*
دیدگاه ها (۲)

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 7 | من دوستت دارم، پری! ❤️‍🔥بعد...

درخواستی

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p36ویو ا.تکنار تخت نشسته...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_65فصل بیست‌ونهم...

#پارت_4من (با لبخند کمرنگ): «دیگه دیر نمی‌کنی؟»کوک خندید و م...

میبخشی پارت ۴

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۴ یه روز عصر بارون شدید گرفت. کا...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط