{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق شده ام تا هنری داشته باشم

عاشق شده ام تا هنری داشته باشم
در عالم فانی اثری داشته باشم

یادی کنی ای کاش در آینده ز ماضی
وز حال تو گاهی خبری داشته باشم

تاچشم تو بازست ازآن باز نگردم
شاید نظر بازتری داشته باشم

بگذار که از چشم سیاهت بنویسم
باید سند معتبری داشته باشم

ای کاش پس از من، همه ی عمر بخندی
هر چند که من چشم تری داشته باشم

با درد تو سر می کنم این ما بقی عمر
تاخلوت پردردسری داشته باشم

آنقدر کنم بعد تو چون فاخته کو کو
تا آنکه به کویت گذری داشته باشم

ای کاش که ماه آینه می بود که شبها
بر روی تو در آن نظری داشته باشم
دیدگاه ها (۱)

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

My lovely neighbor part : ۷۳

متن آهنگ تصنیف غم عشق ازاستادغزل خوان مشرق زمینم باآرزوےسلام...

خون کرده دلم را غَمِ چَشمانِ سیاهتبی خوابم و دلداده ی ...

شهریور ،شهریور لعنتی چشم دیدنت را ندارم وقتی از هزار توی تو ...

#الفبای_عاشقی ❣ من جُزام ندارماِیدز ندارم !سالمم ...حقِ زندگ...

:نامه ای بخداسلام خدا. خوبی خدا؟ منم خوبم. میدونی، خیلی خوب....

۱۳سایه رحمتبر در میکده روزی چو گذرم افتدچشم آلوده من بر رخ ی...

حمدالله لطفی شاعر ایوانغربی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط