پارس ۱۰

پارس ۱۰

آرش دیانا ممد آروم اگر الان ارسلان اینجا بود میزاشت دعوا کنید

ستایش آره راس میگه

دیانا حتی ارزش حتی ارزش اینکه من باهات حرف بزنم هم نداری گادفارد

ممد گمشو بیرون

دیانا یه لحظه هم نمیمونم ارسلان که خوب شد میرم ترکیه باهاش

ممد تو هم مثل نیکا اشغالی لیاقتت همون قبلی ها بوده

ستایش دیانا بریم بسه

دکتر تبریک میگم آقا ارسلان به‌ هوش آمدن

دیانا با ستایش به سمت اتاق ارسلان میرن

دکتر فقط یک نفر میره تو

دیانا من برم لطفا

دیانا رفت تو

دیانا ارسلانم خوبی قشنگم خیلی نگرانت بودم

ارسلان خوبم تو خوبی ممد خوبه

دیانا من خوبم ولی اسم اون عوضی رو نیار

ارسلان اما اون رفیقمه اینطوری نگو خوبه

دیانا باشه باشه حرص نخور دستش شکسته

دیانا از نگرانی مردم و زنده شدم خیلی دوست دارم نمیخوام دوباره از دست بدمت

ارسلان من بیشتر الان خوبم نترس گلم

دیانا چرا سعی داشتی ممد نجات بدی

ارسی چون رفیقمه

دیانا منم اون لحظه فقط سرمو چسبونده بودم به صندلی که چیزی نشه

ارسی خوب کردی عزیزم
دیدگاه ها (۲)

اجبار به بدبختی پارت ۲۹

اخر/p4

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

عشقی حقیقی

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁴ویو: اتچند ساعت گذشته بود.هنوز ر...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

بوسه خواب آور پارت چهار

عشق میان ما پارت ۹

پدرخوانده فصل دو

Anya x Damian پارت۶۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط