سناریو باکودکو
مرحم عشق
پارت ۲۲
کاتسوکی همینجور فشار دستشو زیاد میکرد
مرد: ب.باشه..ص.صبر.کن..به.ت.می.گم
کاتسوکی گلوی مرد رو ول کرد و مرد افتاد زمین
💥: بنال زودباش
مرد: من عضو گروه FU هستم به دستور ژنرال اومدم اینجا معموریت ما پیدا کردن شماست شاهزاده وقتی شما رو از دور دیدیم خیلی زود شناختمتون و شروع کردم به تعقیبتون تا یقین پیدا کنم که اسیبی نمیبینید
💥: گروه FU پس شما با دستور اون اومدین اره
مرد: بله حتی میتونم امضای ژنرال رو بهتون نشون بدم
مرد کاغذی از جیبش بیرون اورد و داد دست کاتسوکی ..کاتسوکی کاغذ رو باز کرد و متن رو خوند
متن نامه
با سلام به تمامی عضو های این گروه FU تمامی اعضا بدون هیچ استثنایی .اونایی که تو معموریت هستن یا مرخصی یا هر چیزی بدون توجه به مقام و رتبهی خود چه سرهنگ باشن چه مامور اطلاعات معمولی باید در این معموریت شرکت کنن این معموریت مهم مربوط به شاهزاده ی این سرزمینه ایشون طی حملهای که بهشون شد گم شدن و معلوم نیست که کجان باید ایشون رو هرچه سریعتر پیدا کنید و ازشون مراقبت کنید تا اسیبی نبینن و بعد ایشون رو به پایتخت بیارید ارزوی موفقیت برای تمامی اعضای گروه رو دارم موفق باشید
ژنرال امضا....
💥: اره این امضای اونه
مرد: شاهزاده شما باید به با من بیاید
💥: من نمیتونم بیام نمیشه
مرد: چرا برای چی
💥: چون..چون... چون یکی هست که باید پیشش باشم
مرد: اما من معموریت دارم شما رو برگردونم اگه مقاومت کنید بعد خود پادشاه دست به کار میشن اون وقت اوضاع خیلی بد میشه
💥: اما...من..ن.نمی.تونم..فعلا..یه.کاری باید انجام بدم فرصت میخوام
مرد: باشه شاهزاده بهتون زمان میدم
💥: خوبه پس من میرم
..............................................................
کاتسوکی رسید به مغازه در باز کرد و رفت تو رفت طبقهی بالا به در خونه رسید و در زد ولی هر چقدر که واستاد کسی در رو باز نکرد برای همین کلید دراورد ودر رو باز کرد رفت تو
💥: هی دکوی نفله مگه کری
کاتسوکی همین طور حرف میزد که چشمش خورد به ایزوکو که خوابیده بود و پاهاش از مبل اویزون بودن کاتسوکی اهی کشید میوه و کلوچه ها رو گذاشت روی میز و ایزوکو رو بلند و برد تو اتاق گذاشتش روی تخت و پتو رو روش کشید ایزوکو تو خواب خیلی ناز بود کاتسوکی موهای ایزوکو رو نوازش کرد و
💥: هی دکو من چطور تو رو اینجا بزارم و برم
اخ خداا
کاتسوکی خم شد و پیشونی ایزوکو رو بوسید و رفت بیرون
💥: خوب بخوابی دکو
_____________________________________
پایان😁
پارت ۲۲
کاتسوکی همینجور فشار دستشو زیاد میکرد
مرد: ب.باشه..ص.صبر.کن..به.ت.می.گم
کاتسوکی گلوی مرد رو ول کرد و مرد افتاد زمین
💥: بنال زودباش
مرد: من عضو گروه FU هستم به دستور ژنرال اومدم اینجا معموریت ما پیدا کردن شماست شاهزاده وقتی شما رو از دور دیدیم خیلی زود شناختمتون و شروع کردم به تعقیبتون تا یقین پیدا کنم که اسیبی نمیبینید
💥: گروه FU پس شما با دستور اون اومدین اره
مرد: بله حتی میتونم امضای ژنرال رو بهتون نشون بدم
مرد کاغذی از جیبش بیرون اورد و داد دست کاتسوکی ..کاتسوکی کاغذ رو باز کرد و متن رو خوند
متن نامه
با سلام به تمامی عضو های این گروه FU تمامی اعضا بدون هیچ استثنایی .اونایی که تو معموریت هستن یا مرخصی یا هر چیزی بدون توجه به مقام و رتبهی خود چه سرهنگ باشن چه مامور اطلاعات معمولی باید در این معموریت شرکت کنن این معموریت مهم مربوط به شاهزاده ی این سرزمینه ایشون طی حملهای که بهشون شد گم شدن و معلوم نیست که کجان باید ایشون رو هرچه سریعتر پیدا کنید و ازشون مراقبت کنید تا اسیبی نبینن و بعد ایشون رو به پایتخت بیارید ارزوی موفقیت برای تمامی اعضای گروه رو دارم موفق باشید
ژنرال امضا....
💥: اره این امضای اونه
مرد: شاهزاده شما باید به با من بیاید
💥: من نمیتونم بیام نمیشه
مرد: چرا برای چی
💥: چون..چون... چون یکی هست که باید پیشش باشم
مرد: اما من معموریت دارم شما رو برگردونم اگه مقاومت کنید بعد خود پادشاه دست به کار میشن اون وقت اوضاع خیلی بد میشه
💥: اما...من..ن.نمی.تونم..فعلا..یه.کاری باید انجام بدم فرصت میخوام
مرد: باشه شاهزاده بهتون زمان میدم
💥: خوبه پس من میرم
..............................................................
کاتسوکی رسید به مغازه در باز کرد و رفت تو رفت طبقهی بالا به در خونه رسید و در زد ولی هر چقدر که واستاد کسی در رو باز نکرد برای همین کلید دراورد ودر رو باز کرد رفت تو
💥: هی دکوی نفله مگه کری
کاتسوکی همین طور حرف میزد که چشمش خورد به ایزوکو که خوابیده بود و پاهاش از مبل اویزون بودن کاتسوکی اهی کشید میوه و کلوچه ها رو گذاشت روی میز و ایزوکو رو بلند و برد تو اتاق گذاشتش روی تخت و پتو رو روش کشید ایزوکو تو خواب خیلی ناز بود کاتسوکی موهای ایزوکو رو نوازش کرد و
💥: هی دکو من چطور تو رو اینجا بزارم و برم
اخ خداا
کاتسوکی خم شد و پیشونی ایزوکو رو بوسید و رفت بیرون
💥: خوب بخوابی دکو
_____________________________________
پایان😁
- ۲۷.۷k
- ۰۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط