فیک جیمین ( درخواستی )
عشق معیوب
پارت 5
جیمین : دقیقا چی میخواید بگید ( نگران پریشون )
دکتر : خب خیلی متاسفم که اینو بهتون میگم
دکتر : ما تموم تلاشمونو کردیم ولی ایشون رو از دست دادیم
دکتر : غم اخرتون باشه ایشون تموم کردن
جیمین : چی این امکان نداره پسر کوچولوی من هنوز زندست اون
نمرده چرا دارید دروغ میگید ( گریه ی شدید )
جیمین روی زانو هاش فرود اومد و داشت هی خودشو گول میزد که
پسر کوچولوش زندست امام نمیدونست این ها فقط خیالاتین
که خودش داره اونا رو میسازه
که یهو ات روی زمین فرود اومد و غش کرد
دکترا ریختن سرش
3 ساعت بعد
ات به هوش اومد متوجه شد که جیمین با یه چهره ی غمگین کنار
تختش نشسته
جیمین متوجه به هوش اومدن ات شد اما واکنشی نشون نداد
جیمین : بیا طلاق بگیریم ( سرد )
ات : چی ؟ چی داری میگی جیمین ؟
ات : مطمئنی حالت خوبه ؟ ( شک )
جیمین : حالم خوبه فقط به این نتیجه رسیدم که دلیل اصلیه
مرگ دیلان تویی
و من نمیتونم با یه قاتل زندگی کنم
ات : جیمین میفهمی داری چی میگی ؟
جیمین : ....
ادامه دارد
از پیج قبلیم @sehr.darya
ممنون میشم حمایت کنید
@sehr.darya.dark
پارت 5
جیمین : دقیقا چی میخواید بگید ( نگران پریشون )
دکتر : خب خیلی متاسفم که اینو بهتون میگم
دکتر : ما تموم تلاشمونو کردیم ولی ایشون رو از دست دادیم
دکتر : غم اخرتون باشه ایشون تموم کردن
جیمین : چی این امکان نداره پسر کوچولوی من هنوز زندست اون
نمرده چرا دارید دروغ میگید ( گریه ی شدید )
جیمین روی زانو هاش فرود اومد و داشت هی خودشو گول میزد که
پسر کوچولوش زندست امام نمیدونست این ها فقط خیالاتین
که خودش داره اونا رو میسازه
که یهو ات روی زمین فرود اومد و غش کرد
دکترا ریختن سرش
3 ساعت بعد
ات به هوش اومد متوجه شد که جیمین با یه چهره ی غمگین کنار
تختش نشسته
جیمین متوجه به هوش اومدن ات شد اما واکنشی نشون نداد
جیمین : بیا طلاق بگیریم ( سرد )
ات : چی ؟ چی داری میگی جیمین ؟
ات : مطمئنی حالت خوبه ؟ ( شک )
جیمین : حالم خوبه فقط به این نتیجه رسیدم که دلیل اصلیه
مرگ دیلان تویی
و من نمیتونم با یه قاتل زندگی کنم
ات : جیمین میفهمی داری چی میگی ؟
جیمین : ....
ادامه دارد
از پیج قبلیم @sehr.darya
ممنون میشم حمایت کنید
@sehr.darya.dark
- ۳.۵k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط