‌
بر فراز پلی از آهن و سنگ
می‌خرامد زنی به سان پلنگ
نور او را گرفته در آغوش
ماه با او نشسته تنگاتنگ
+
#پونه_نیکوی
‌
‌
‌
‌
دیدگاه ها (۳)

🧚🏻‍♀️فیلیکس و می سان 🧚🏻‍♀️

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

سورا و رین

🐆🤍 شکوهِ سفید در دل کوهستان... 🏔️❄️آرام نشسته میان صخره‌های ...

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

به آتش می‌کشد لبخند تو شرم حضورم رابیفکن شعله نان‌آور کن آغو...

پارت سوم: بازارِ کدهای معلقبازار بزرگ در سکوتی منجمد فرورفته...

بانویی با خدمتکارش نامه می نویسد

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط