{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها من اینو گزاشته بودم پاک شده الان دوباره میزارم

بچه ها من اینو گزاشته بودم پاک شده الان دوباره میزارم
سلام من اتم و یک سالی میشه با جنون کوک ازدواج کردم و یه بچه ۵ماهه دارم به اسم سونجین
کوک»من اومدم کجایی اته
اته»من اینجام بیا تو اتاق کوک تا دید دارم به بچه شیر میدم پوکر شد اومد کنارم نشست گفت
کوک»چاگیا این داره سهم منم میخوره
اته »عه کوک بزار بچم شیر بخوره گناه داره
کوک»اخه اینا سهم من بودن هرچی بچتو تحدید میکنم فایده نداره
اته»عه بچمو تهدید کردی
بلند شدم و بچه رو گزاشتم
بقیش تو پارت ۲ببین
م

{بچه ها پارت ۳ته ته بزارم یا نه بگین }حمایت کنین شکلات یام🍫
دیدگاه ها (۳)

پارت هشتم کوک. رفتم شرکت خودم که جیمین و تهیونگ هم آنجا بودن...

ازدواج از اجبارChapter:2P:1"الیزابت"+س...و..‌هو(ترس)×جونم پر...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۳۸ویو فردا دیروز به محض اینکه رسیدم خونه لباسامو عوض کرد...

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

پارت ۱۲جونگ کوک:بیا اینم هم پول و هم پلی استیشن اونم همون رن...

فیک تهیونگ

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط