{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲

پارت ۱۲

جونگ کوک:بیا اینم هم پول و هم پلی استیشن اونم همون رنگی و همون مدل

یونا:برو کنار دارم فیلم میبینم

جونگ کوک:هه نه بابا الان مثلا با من‌ حرف نمیزنی خواستی خواستی نخواستی هم به درک

یونا: هه بد اخلاق

دو روز بعد

جونگ کوک:هی از خونه بیرون نریا ما باید بریم فعلا

دوساعت بعد
یونا:خیلی گشنمههه عه چقدر تنقلاتتت

شب
نامجون:هی بچه ها معامله بعدی کیه
جونگ کوک:چهار روز دیگه موقع مهمون یادت نمیاد چون اینجوری کسی نمیفهمه
جیمین:اوهمم درسته

رونا:خوش اومدید ارباب
جونگ کوک:یونا کجاست؟
رونا:آه یونا داره بازی میکنه
جونگ کوک:ها؟

جونگ کوک:هی یونااا
یونا:چیشده ؟بزن بزننن
جونگ کوک:چرا اینارو خوردی ؟
یونا:وسط بازیم با من حرف نزن ...ایول بردیمممم
جونگ کوک:خبب؟
یونا:آها اینارو میگی از توی کمد پیدا کردم اگه به من گوشی میدادی الان خوراکی هات هم سر جاش بودن
جونگ:اونو نمیگم‌ چرا قبل از شام خوردی‌
یونا:ها؟ خب...دلم کشیده بود نمیدونم بعد به تو چه ربطی داره؟
جونگ کوک:خب منظورم اینه‌که ...اگه مریض شدی کسی نمیبرتت دکتر

جین:من اینجام رو من حساب کن

یونا:مرسی‌
جونگ کوک:خیله خب بسه بیایین غذا بخوریم

(بعد از اون روز نسبت به قبل تر رابطشون بهتر شده بود تا روزی که میخواستن‌برن‌ مهمونی )

جونگ کوک: امروز ما‌باید بریم مهمونی تو باید با من بیای چون همه میدونن که مه زن دارمم (چرا واقعا باید زن داشته‌باشم)
یونا:دوست ندارم باهاتون بیام

یونگی :هی یونا من جای تو بودم میرفتم تا دوست دخترش رو ببینم
یونا:ها؟
یونگی :بهت نگفته؟جونگ کوک
جونگ کوک:یونگییی عزیزم کی میخوای ول کنی به خدا گناه دارم حوصله ندارم
یونا:احمق مگه میخوام چیکارت کنم بعدم به من چه ولی تو برای چی وقتی دوست دختر داشتی زن گرفتی کاری بهت نداره؟

جونگ کوک:این قضیه برای قبلنه
یونا:دوست دارم دختری که دوسش داری رو‌ ببینم میخوام ببینم مثل خودته

جیمین:ميگما نمیایین؟
جین:زیر پامون علف سبز شد
تهیونگ:تو نمیای یونا؟
یونا:میام
جیهوپ:پس ایول بریم
دوست داشتین؟😉🤗
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۱۳(سالن مهمونی .کیف‌و کفش و لباس یونا)جونگ کوک:هی یونا ...

پارت ۱۴تانر :من کیم؟ من تانر هستم کسی که نامزد یونا هست اوکی...

پارت ۱۱(که وسط حرفشون در باز میشه و اعضا میان داخل )جونگ کوک...

پارت ۱۰یونا: نههه چرا تویونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیهیونا:...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

Iove and the moonPart29کوک: خب خانم بالاخره رسیدم خونه یونا...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

شب تولدم فصل 3پارت 2کلی: حرفی هم مونده تهیونگ: من حرف دارم ب...

مخلوطی از عشقومرگ پارت 7همین که دستمو روی کمرش گذاشتم که بلن...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 5سوار ماشین شدیم و رفتیم شهر بازی جی...

پارت ۲۰(لباس یونا واسه مهمونی)جونگ کوک:یونا کجایی؟یونا:مگه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط