{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

spy×family

spy×family
فصل ۳ پارت ۱۲
چهار ماه از ازدواج آنیا و دامیان گذشته
یور آدمکشی رو کنار گذاشته . موضوع داناوان بعد یک ماه عذاب آور تموم شد اما لوید هنوز جاسوسه که هیشکی از هویت اون خبر نداره.. و باید به بگم که ام .... یور و لوید یه دختر دارن بله بله به نام یونا که 2 سالشه
خلاصه که ....
آنیا هم حامله است......
5 ماهه حاملست بله بله...
آنیا: دامیان من شیرینی کاراملی با طمع توت فرنگی میخوامممم
دامیان: چی؟؟؟؟ آخه کاراملی با طمع توت فرنگی..؟
آنیا: اوهوم...
دامیان: وای خدا..... جیوز برو تهیه کن
جیوز: چشم آقا..
نیم ساعت بعد
آنیا: یام یام یام یام یام.. مرسی یام یام
دامیان: چیزی نمی‌خوای دیگه ؟
آنیا: یام یام یام یام فعلا نه. یام یام یام
دامیان: خدارشکر
روز تعیین جنسیت هستتششش
دکتر: تبریک میگم یه دختر سالم دارید.🫠
دامیان: چی؟ د...دختر؟
«فلش بک به 3 ماه پیش»
آنیا: پسر دوم... جنسیت بچه دوست داری چی باشه؟؟؟
دامیان: هرچی باشه ولی سالم باشه
آنیا: نمیشه که ... بگوو
دامیان: شاید دختر ؟
آنیا: من پسر باشه نمی‌خوام
دامیان: عه....نگو من پسر هم دوست دارم
ذهن دامیان: ولی دختر یچی دیگه است
آنیا: باشه باشه ....
«زمان حال»:
آنیا شنیدی؟؟؟؟؟ دخترههههه....
آنیا: اره شنیدم😭😭😭😭😭😭😭😭😭واییی

دامیان و آنیا میرن خونه لوید و یور
آنیا: من اومدممممم
یور داره با یونا بازی می‌کنه:
یور: سلام دخترم
لوید: سلام بچه ها خوش اومدید
آنیا: مرسی یونا کوچولو چطوره ؟؟؟
یور یونا رو میده به آنیا
آنیا کلی قربون صدقه یونا می‌ره
آنیا: ایخیحثقخثخقن گوگولییییی
دامیان: ماهم یه دختر ناز گیرمون میاد
لوید: جدی ؟؟؟؟؟؟ دختره؟
یور: وای خداااااا😭ناناصییی چند ماه دیگه نوه دار میشیم؟؟؟؟؟
آنیا: 4 ماه دیگه
لوید:احساس میکنم زوده برا بابابزرگ شدن....نمیشه الان بچه دار نشی به جاش چند سال دیگه ؟
آنیا: بابااااااا این چه حرفیهههههههههه تازه شم اگر بخوام خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دیره ... چطور دلت میاد😭😭😭
لوید: باشه بابا شوخی کردم

خلاصه امروز هم میگذره
« یبار پارت رو نوشتم ولی متاسفانه آپلود نشده الان دوباره نوشتم»
دیدگاه ها (۲۲)

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

P16خونه فورجر ها انیا:من اومدم یور:خوش اومدی اندر:تا این مقه...

بچه‌ها ادامه ی یاقوت سبز رو فردا میدم و بعدش دختر ماه و پسر ...

عشقی حقیقی

ادامه دامیان:بیا بریم خونه من باشه انیا:باشه اونا رفتن خونه ...

بوسه خواب آور پارت سه

آوای شب پارت ۱۶ویو نویسندهدامیان بعد پانسمان انیا ، انیا رو ...

ادامهدامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق در...

پارت ۱۰ [ آزمازش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا دامیل من رسند خونه انی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط