رمان دخترای شیطون
رمان دخترای شیطون
پارت_۴۴
بقیه رو نخونده پاک کردم
اشکام همینجوری رو گونم میریخت
یهو در باز شد ارمیا اومد تو
ارمیا اومد رو به روم با لحن نگرانی گفت
ارمیا:ریحانه چت شده
گریم شدت گرفت گوشیم از دستم افتاد
ارمیا:مامانت چیزیش شده
سرمو به چپ و راست تکون دادم
ارمیا:خوب دردت تو جونم بگو چی شده
سرمو گذاشتم رو سینش
من:ارمیا
ارمیا:جانم
من:ارمیا ارسن
ارمیا:ارسن چی
من:ارسن دوباره پیداش شده داره اذیتم میکنه
ارمیا:دوسش داری؟
من:نه ازش متنفرم
ارمیا:غلط میکنه چشاتو بارونی کنه
من:ا..ارمیا
ارمیا:جانم
من:م..من م..میترسم
ارمیا:از چی خانمی
من:اذیتم کنه اخه از کجا شماره ی منو پیدا کرده
ارمیا:اروم باش
دستلش صورتمو قاب کرد با شستشاشکامو پاک کرد
ارمیا:دیگ نبینم اشک بریزیا
چونم لرزید
پیشونیمو ب*و*س کرد
ارمیا:بیا بریم پیش بقیه الان شک میکنن
من:باشه
خواستم گوشیمو بیارن که ارمیا گفت
ارمیا:نیار دوباره زنگ میزنه اذیتت میکنه
دستمو گرفت برد تو اشپز خونه شیر ابو باز کرد یه موشت اب زد به صورتم رفت حولرو اورد
شروع کرد صورتمو خشک کردن
دیدم حرکتاش داره نرم میشه
دیدم اصلا وضعیت مناسب نیست
حولرو گرفتم
من:بده خودم پاک کنم
صورتمو خشک کردم داشتیم میرفتیم صدای گوشیم بلند شد
بی تفاوت رفتم بیرون بزار انقدر زنگ بزنه تا بمیره
ایدا:ارمیا جان بیا بغل من بشین عزیزم
ارمیا:بو میگیرم
ایدا:یعنی چی؟
ارمیا:هیچی ولش کن فسفر نسوزون
کسایی که معنبشو فهنیدن سرشونو انداختن پایین و خندیدن
خود ایدا کارد میزدی خونش در نمیومد
نمیدونم چرا حس میکنم نگاهای رویال به من مشکوکه
اه ولش کن مهم نی
رفتم بغل راشا نشستم ارمیا هم بغلم
ارمیا:میاین وسطی؟
من:اون وقت با چه توپی
ارمیا:توپن داریم
پاشد رفت سمت ویلا دیدم ایدا هم دنبالش رفت
اه اه اه اه کثافت
دیدم ایدا برگشت
نگاش افتاد بهم
یه پوزخند زدم بهش پشت چشم برام نازک کرد
بعد از چند مین ارمیا با یه توپ اومد نگاش کردم یه چشمک بهم زد یه لبخندم من بهش زدم
ارمیا:خوب بیاین یار کشی
رویال:من کفشام پاشنه داره نمیام
ارمیا:ای بابا رویال جان بازی ناقص میمونه که تو نباشی
با این حرف ارمیا همه زدن زیر خنده به جز ایدا و رویال
ایدا:ارمیا من تو گروه توعما
ارمیا:هنوز که یار کشی نکردیم اراد پاشو داداش
اراد:اول من
ارمیا:رزا،رها،ارمان،ارشام
ارمیا:ریحانه،ارسام،ایدا،ایناز
اراد:راشا
ارمیا:ارتام
سنگ کاغذ قیچی کردن ما وسط افتادیم
ما رفتیم سر جاهامون
توپ افتاد دست ارشام زد اما نخورد افتاد دسته رزا ایناز خورد
دوباره توپ افتاد دست ارمان زد ارسام خورد
رفت بیرون
بعد ارتام خورد
توپ افتاد دست راشا یه چشمک زد
معنیشو فهمیدم
انداخت بالا گل گرفتم
همه گفتن اهههه
اراد:توپ و دست راشا ندین
پارت_۴۴
بقیه رو نخونده پاک کردم
اشکام همینجوری رو گونم میریخت
یهو در باز شد ارمیا اومد تو
ارمیا اومد رو به روم با لحن نگرانی گفت
ارمیا:ریحانه چت شده
گریم شدت گرفت گوشیم از دستم افتاد
ارمیا:مامانت چیزیش شده
سرمو به چپ و راست تکون دادم
ارمیا:خوب دردت تو جونم بگو چی شده
سرمو گذاشتم رو سینش
من:ارمیا
ارمیا:جانم
من:ارمیا ارسن
ارمیا:ارسن چی
من:ارسن دوباره پیداش شده داره اذیتم میکنه
ارمیا:دوسش داری؟
من:نه ازش متنفرم
ارمیا:غلط میکنه چشاتو بارونی کنه
من:ا..ارمیا
ارمیا:جانم
من:م..من م..میترسم
ارمیا:از چی خانمی
من:اذیتم کنه اخه از کجا شماره ی منو پیدا کرده
ارمیا:اروم باش
دستلش صورتمو قاب کرد با شستشاشکامو پاک کرد
ارمیا:دیگ نبینم اشک بریزیا
چونم لرزید
پیشونیمو ب*و*س کرد
ارمیا:بیا بریم پیش بقیه الان شک میکنن
من:باشه
خواستم گوشیمو بیارن که ارمیا گفت
ارمیا:نیار دوباره زنگ میزنه اذیتت میکنه
دستمو گرفت برد تو اشپز خونه شیر ابو باز کرد یه موشت اب زد به صورتم رفت حولرو اورد
شروع کرد صورتمو خشک کردن
دیدم حرکتاش داره نرم میشه
دیدم اصلا وضعیت مناسب نیست
حولرو گرفتم
من:بده خودم پاک کنم
صورتمو خشک کردم داشتیم میرفتیم صدای گوشیم بلند شد
بی تفاوت رفتم بیرون بزار انقدر زنگ بزنه تا بمیره
ایدا:ارمیا جان بیا بغل من بشین عزیزم
ارمیا:بو میگیرم
ایدا:یعنی چی؟
ارمیا:هیچی ولش کن فسفر نسوزون
کسایی که معنبشو فهنیدن سرشونو انداختن پایین و خندیدن
خود ایدا کارد میزدی خونش در نمیومد
نمیدونم چرا حس میکنم نگاهای رویال به من مشکوکه
اه ولش کن مهم نی
رفتم بغل راشا نشستم ارمیا هم بغلم
ارمیا:میاین وسطی؟
من:اون وقت با چه توپی
ارمیا:توپن داریم
پاشد رفت سمت ویلا دیدم ایدا هم دنبالش رفت
اه اه اه اه کثافت
دیدم ایدا برگشت
نگاش افتاد بهم
یه پوزخند زدم بهش پشت چشم برام نازک کرد
بعد از چند مین ارمیا با یه توپ اومد نگاش کردم یه چشمک بهم زد یه لبخندم من بهش زدم
ارمیا:خوب بیاین یار کشی
رویال:من کفشام پاشنه داره نمیام
ارمیا:ای بابا رویال جان بازی ناقص میمونه که تو نباشی
با این حرف ارمیا همه زدن زیر خنده به جز ایدا و رویال
ایدا:ارمیا من تو گروه توعما
ارمیا:هنوز که یار کشی نکردیم اراد پاشو داداش
اراد:اول من
ارمیا:رزا،رها،ارمان،ارشام
ارمیا:ریحانه،ارسام،ایدا،ایناز
اراد:راشا
ارمیا:ارتام
سنگ کاغذ قیچی کردن ما وسط افتادیم
ما رفتیم سر جاهامون
توپ افتاد دست ارشام زد اما نخورد افتاد دسته رزا ایناز خورد
دوباره توپ افتاد دست ارمان زد ارسام خورد
رفت بیرون
بعد ارتام خورد
توپ افتاد دست راشا یه چشمک زد
معنیشو فهمیدم
انداخت بالا گل گرفتم
همه گفتن اهههه
اراد:توپ و دست راشا ندین
- ۵۱.۹k
- ۱۱ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط