عروسک من😈🔞
عروسک من😈🔞
پارت دوم
چونه امو بین دست های گنده اش گرفت و اروم لب زد
-بالاخره بهم رسیدیم فرشته کوچولو
مژه های خیسم تکون خورد
+متوجه نمیشم
صورتشو خم کرد تو صورتم
-چیو متوجه نمیشی اینی که تو الان تو بغل
منی مال من شدی
اشکی از گوشه چشمم سُر خورد این داره چی
میگه منظورش از مال منی چیه
-دیگه نمیخوام این مروارید هارو ببینم
فرشته نازمم
دستش از رو چونه ام برداشت که بلند شدم رو بهش
گفتم
+من مم من فرشته ناز تو نیستممم من
هیچی تو نیست
عصبی خندید و بلند شد قدش زیادی بلند بود
قدماشو نزدیکم کرد
چند قدم عقب رفتم که با لبخند کجی لب زد
-فرار کردن از دست نیکولای ولکوف کار بدیه
فرشته ولکوف
ترسیده یه قدم به عقب رفتم اونم با قدماش
اون قدمارو پر میکرد
+منو آزاد کن
بهم چسبید با دستای گنده اش صورتمو رو برو
صورت خودش قرار داد و ...
#رمان #عاشقانه #مافیایی
پارت دوم
چونه امو بین دست های گنده اش گرفت و اروم لب زد
-بالاخره بهم رسیدیم فرشته کوچولو
مژه های خیسم تکون خورد
+متوجه نمیشم
صورتشو خم کرد تو صورتم
-چیو متوجه نمیشی اینی که تو الان تو بغل
منی مال من شدی
اشکی از گوشه چشمم سُر خورد این داره چی
میگه منظورش از مال منی چیه
-دیگه نمیخوام این مروارید هارو ببینم
فرشته نازمم
دستش از رو چونه ام برداشت که بلند شدم رو بهش
گفتم
+من مم من فرشته ناز تو نیستممم من
هیچی تو نیست
عصبی خندید و بلند شد قدش زیادی بلند بود
قدماشو نزدیکم کرد
چند قدم عقب رفتم که با لبخند کجی لب زد
-فرار کردن از دست نیکولای ولکوف کار بدیه
فرشته ولکوف
ترسیده یه قدم به عقب رفتم اونم با قدماش
اون قدمارو پر میکرد
+منو آزاد کن
بهم چسبید با دستای گنده اش صورتمو رو برو
صورت خودش قرار داد و ...
#رمان #عاشقانه #مافیایی
- ۱.۱k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط