#اشتباه_خوب_من

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۷۰

یهو صدای جیغ لنا دراومد و موهامو ول کرد و چسبید به شکمش و با زانو افتاد زمین

_ایییی اییییی دلم دلممم
بچم بچممم یه چیزیش شدد

چیشد زایید؟
نه بابا تازه سه هفتشه عقل کن

مامان عماد
_گفتن یکیشون یه چیزیش میشه چه خاکی بگیرم سرم جواب برادرم رو چی بدم حالا من

همینجوری داشت میزد تو سر و صورت خودش
فکر کردم خیر سرمون این باکلاسمون بود

_بچمممم ایییی دلمممم

اول فکر کردم نقش بازی میکنه اما بعد خونی که رو زمین ریخته بود رو دیدم مطمئن شدم
قطعا بچش سقط شد شکی نداشتم

بردیمش بیمارستان و منتظر بودیم که دکتر اومد

_شما فامیل های لنا خانم هستید؟

مامان عماد
_بله ماییم چیشد؟

_بچه و مادر هردوشون سالم هستن
فقط شانس اورد بچش چیزی نشد
نباید تو استرس باشه
حاملگیش از حاملگی های پر ریسک و استرسه

اوه اوه
بلا به دور
دور از من


عماد
_میتونیم ببریمش ؟

_بله مرخصه

شانس اورد بچش سقط نشد نه که بخوابم سقط شه ها فقط چون خون رو زمین رو دیدم فکر کردم بچش سقط شد
یکی نیست بگه تو که بچه رو ننداختی چرا خون کثیفتو ریختی رو فرش خوشگل ما
پول یه فرش شویی افتاد رو دستمون

وقتی رفتیم تو اتاقش
لنا به محض اینکه من رو دید با عصبانیت غرید

_اگه بچم چیزیش میشد زندت نمیزاشتم

عماد
_هیس استرس واست خوب نیست
فردا برگرد شهرتون برو به پدر مادرت بگو حامله ای

_نهههه اصلا چیزی نگید فعلا نمیتونم بگم
علی باید بیاد خاستگاریم

خندیدم
_حیح تو یه خونه این برادر ناتنیته میخوای با پدرت بیاد خاستگاریت؟

_خفه شو نیشتو ببند زنیکه جلف

_ببین لنا من مشکلی با تو ندارم خودت باهام در افتادی نکن اذیت خودت و من نکن

_منم کاری باهات ندارم نترس ازت خوشم نمیاد اگه خوشم می‌آمد که کارت زار بود

_دیوونه ای چیزی هستی؟

_نه فقط شکر کن ازت خوشم نمیاد

_کارت برعکسه دیگه

_اره

به محض اینکه لنا اره رو گفت درد شدیدی تو دلم پیچیده که از دردش صدام تا ۷ اتاق اون ور تر رفت

_اخ اخخخخ ایییییی دلمممممم اییییییی ایییییی اخخخخ اوییییی اییییییب اخخخخخ ایییییی

عماد
_دیارام دیارام چیشد چیشد فداتشم
کمک کنیدد زنم حاملس کمک کنیددد

بابام
_دخترم اروم باش
دکتررررر

مامان
_نفس بکش دخترم نفس بکش دستمو فشار بده هیچی نیست نگران نباش اروم باش عزیز مادر

مامان عماد

_چیشد وای باز چیشد کمک کنید جونی تو تنم نموند وای نوه ام داره میره وای

بابای عماد
_این دکتر پس کجا مونددد

شرط پارت بعد لایک ها بالای ۲۰ تا
دیدگاه ها (۵)

[•] عــــمارت★عشقـــ[•]Part number 30"هوم...تبریک میگم!"_«مم...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

پارت ۹ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو نویسندهدامیل : چیشد میاد انی...

پارت ۴یونا:توووو(با داد)جونگ کوک:آه ببخشید خوارم ترسیدیونا:چ...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

پارت ۸

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط