《بر فراز ابرهای سرنوشت》پارت ²

《بر فراز ابرهای سرنوشت》پارت ²

°ویو یوکی°
•اینبار تصمیم گرفتم با کوسه‌م برگردم خونه. یدونه ابر ظاهر کردمو نشستم روش و رفتم؛ حالم دوباره مثل همیشه بد شده بود. این مشکل از ۶ سالگی باهام هست...•
.
.
《اینجا یوکی ۱۵ سالشه/برگشت به ۹ سال قبل پیش یوکی ۶ ساله》
.
.
بابای یوکی: دخترم تو برو توی این پارک کناری بازی کن منو مامانت باید بریم این مغازه رو ببینیم؛
یوکی: باشه بابایی!😁
《خانواده ی یوکی رفتن مغازه و یوکی داشت تو پارک همراه با کوسش بازی میکرد》
یه دختره: وای کوسه تو چقدر باحاله! میشه منم سوار ابر تو بشم؟!
یوکی: آره! حتما!
《یوکی داشت بازی می‌کرد... که یهو یه نفر دستش رو میزاره رو شونه ی یوکی》
اون مرد: دخترم بالاخره پیدات کردم!
یوکی برمیگرده: هم؟ ببخشید آقا شما کی هستید؟ و اینکه من دخترتون نیستم!
اون مرد: اوه واقعا شرمندم شما رو با دختر خودم اشتباه گرفتم!
یوکی: مشکلی نیست آقا!
《مامان بابای یوکی برمیگردن》
مامان یوکی: دخترم، بیا بریم خونه
یوکی: دارم میامم
《یوکی دوباره ابر ظاهر میکنه (دقت کنید امروز ۴ بار از کوسه‌ش استفاده کرده) که یهو حالش بد میشه، سردرد میگیره و میوفته زمین..》
یوکی: آیییییی!!
مامان بابای یوکی: یوکی! چیشده؟؟!!!
یوکی: نمیدونم ولی سرم خیلییی درد میکنههه😭
《یذره خون از کنار دهن یوکی میریزه بیرون》
بابای یوکی: باید هرچه سریعتر ببریمت دکتر!

《داخل بیمارستان جاکو》

دکتر(همون شخصیت منفیه🌚): {این چه کوسه‌ی بدرد بخوریه که روش استفاده شده! ولی حیف نمیتونم بهشون بگم..} خب خانم و آقای شیراکومو، باید بهتون بگم که کوسه‌ی دخترتون با بدنش سازگار نیست
یوکی: چ..چ..چیی؟؟
بابای یوکی: یعنی چی که سازگار نیست؟! اون تا همین دیروز داشت خیلی راحت از کوسه‌ش استفاده می‌کرد!
مامان یوکی: آره جناب دکتر! من مطمئنم که یه سوء تفاهمی شده!
دکتر: به هرحال نباید بذارید زیاد از کوسه‌ش استفاده وگرنه "میمیره..."

《برگشت به زمان حال》
دیدگاه ها (۰)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

پارت۴بکجین داره کتاب میخونه بلند میشه تا بره و به باکو یهچیز...

پارت ۳۰

#Mafia_rabbit🐰#Part¹مثل همیشه آت در حال شیرینی پختن بود که ص...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۸جونگکوک که با شنی...

کپشننننن💖💅🏻دوردونه سکسی🤤📵پارت یازده راننده ماشین رو حرکت داد...

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

پارت دهم.ویو آساآسا: مامان چیشدع؟چرا حرف نمی زنی فقط داری من...

«the price of love»»part:1»«فلش بک به 11 سال پیش»«بیمارستان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط