پارت 6

کامیناری. توجه توجه امروز همه میریم خرید آماده شید
بچه‌ها. هورا
باکوگو. دکو توهم میری
دکو. آره به حالی عضو کنم ولی اگه تو میخوای بمونی منم میمونم.
باکوگو. خب ....باشه بریم
دکو . باشه چی میپوشی
باکوگو. تو یه چیزی انتخاب کن برا من
دکو . باشه کاچان (یه خنده ایی تحویل داد)
دکو . خب اینو بپوش
باکوگو . باشه دکو منم لباسهای تورو انتخاب میکنم
دکو . باشه
نویسنده . بعد باکوگو اون تی‌شرتی که همیشه خودش میپوشید رو بهش داد با یه شلوارک نارنجی
دکو .این ...یه زره .....خیلی .......نارنجی نیست
لباستم به من خیلی لشه
باکوگو .نه خوبه خب مال منم خیلی سبزه
دکو . خب بیشتر لباسهای منم سبزه
باکوگو . باشه بریم دیگه تا شک نکردن
دکو . باشه
نویسنده . باکوگو ودکو رفتن پایین و همراه بقیه به سمت پاساژ رفتن .فنی رسیدن تقریبا همه دور دکو وباکوگو رو گرفت وامضا میخواستن دکو با مهربونیت به همه امضا میداد اما باکوگو . فکر کنم خودتون میدونید .
کیریشیما . خوشانسا ماهم مبارزه کردیما
کامیناری. دارم از حسودی می‌ترکم
نیم ساعت بعد
یک دفعه یه تبهکار به پاساژ حمله کرد اما دو اسطوره انجا بودن .
دکو . شلاق سیاه شناور شدن
باکوگو. انفجار شینههههههههههههههههههههههههههه
بعد سه دقیقه تبحکار رو شکست میدن
مردم. هوراااا. ایول
بچه ها الان من کلاس دارم
ادامه تا شب
فکر کنم یه زره کسل کننده شد نه
نظر بدید
تو ادامه هیجانیش میکنم
دیدگاه ها (۷)

ریاکشن

THE DARK SHADOWS

پارت ۲باکوگو که هنوز دستش روی قلبش بود از گردن دکو جدا شد 《ب...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۶**باکوگو**اتوبوس راه افتاد. بالاخره...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۵

سلام حالتون چطوره ؟ ما بعد از مدت ها ظهور کردیم و خب باید بگ...

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

پارت ۴۷

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط