سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت/سر ها در گریبان است/کسی سر بر
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت/سر ها در گریبان است/کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار باران را/نگه جز پیش پارا دید نتواند/که ره تاریک و لغزان است/وگر دست محبت سوی کسی یازی/به اکراه آورد دست از بغل بیرون/که سرما سخت سوزان است/نفس کز گرمگاه سینه میآید برون ابری شود تاریک/چو دیوار ایستد در پیش چشمانت/نفس کین است پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟/مسیحای جوانمرد من!ای ترسان پیرپیرهن چرکین/هوا بس ناجوانمردانه سرد است.... آی دمت گرم و سرت خوش باد/سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای/منم من میهمان هر شبت،لولی وش مغموم/منم من سنگ تباخورده ی رنجور/منم دشنام پست آفرینش،نغمه ی ناجور/نه از رومم نه از زنگم همان بی رنگ بی رنگم/بیا بگشای در بگشای دلتنگم. حریفا!میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد/تگرگی نیست،مرگی نیست/صدایی گر شنیدی،صحبت سرما و دندان است/من امشب آمدستم این سرخی بعد از سحرگه نیست/حریفا!رو چراغ باده بفروز،شب با روز یکسان است/سلامت را نمیخواهند پاسخ پاسخ گفت/هوا دلگیر،در ها بسته،سر ها در گریبان،دست ها پنهان،نفس ها بر دل ها خسته و غمگین/درختان اسکلت های بلور آجین/زمین دلمرده،سقف آسمان کوتاه/غبار آلوده هر سال زمستان است.
- ۴.۰k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط