{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- یک روز در خانه با پسرم مشغول توپ‌بازی بودم که وقت اذان

- یک روز در خانه با پسرم مشغول توپ‌بازی بودم که وقت اذان شد. به او گفتم:

- خُب، الان اذان گفتند، باید بروم نماز بخوانم.

- اِی بابا؛ بیا ادامه بدهیم!

- نه دیگه، الان اذان شده باید بروم نمازم را بخوانم. بعد می‌آیم ادامه می‌دهیم.

- من هم بیایم؟!

- نمی‌دانم. اگر می‌خواهی بیا!

- آخه الان برایم سخت است نماز بخوانم، بازی شیرین است.

- اتفاقاً من هم برایم سخت است. من هم بازی برایم شیرین است. ولی چون خدا خواسته، باید بگویم چشم.

- واقعاً برای تو هم سخت است؟

- بله!

- اگر برایت سخت است، پس چرا الان می‌خواهی بروی نماز بخوانی؟!

- تا آدم کار سخت نکند که آدم نمی‌شود. می‌خواهم آدم شوم.

- پس من هم می‌آیم نماز بخوانم.

تمام شد؛ ما دیگر در خانه‌مان به کسی نگفتیم نماز بخوان.

باید درک کنی که خدا می‌خواهد با نماز حال تو را بگیرد. حال خودت را بده به خدا، بگو قبولت دارم! می‌خواهد بزند؟ بگذار بزند. مگر نماز چقدر سختی دارد؟ مگر به‌ موقع بلندشدن و نمازخواندن چقدر سختی دارد؟ مگر از نماز دزدی نکردن چقدر سختی دارد؟ مگر چقدر سخت است که آدم به اندازۀ کافی برای نماز وقت بگذارد؟ نگو «عجله دارم.» کجا می‌خواهی بروی؟ همۀ رزق و روزی و منافعت دست خداست! از خدا حساب ببر!

#چگونه_یک_نماز_خوب_بخوانیم؟
#استاد_پناهیان
دیدگاه ها (۱)

ترامپ از این مردم عصبانیست.باید هم عروسیشان را عزا کند.

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

بعضی از علائم آخرالزمان و نزدیکی ظهور امام زمان عجل اللهشکم،...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

سلام و احترام 🌹آدم‌های بزرگ قامتشان بلندتر نیست! خانه‌شان بز...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

Iove and the moonPart7به خانه او رفتم همه چه مشکلی و تاریک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط