عاشقانه های شبنم
دنیا هر چقدر خودش را
به کوچهٔ علی چپ بزند
باید اعتراف کند
چیزی بنام آرامش را
از دست داده است
در نگاه همه ی مردم یک جور نگرانیِ
خاصی موج می زند
همه غرق در بلاتکلیفیِ عجیبی
دست و پا می زنند
انگار هیچکس راه خانه اش را
بلد نیست
قار قار کلاغ ها
تو خبر چینِ چنارها
دلهره پخش می کنند
کوچه های پاییز
کمتر عابرِ عاشق دارد
خش خش دلتنگی
پا به پای غروب
غم انگیز تر می شود
دکه ی روزنامه فروشی انگار
هزار ماه است
خبرِ خوشی نفروخته است
میگویم
بیا زیر آلاچیق بوسه
دلی به گرمی عشق بزنیم
خدا را چه دیدی
شاید زمین و زمان
یادشان بیاید
ما هنوز همدیگر را
دوست داریم ....
به کوچهٔ علی چپ بزند
باید اعتراف کند
چیزی بنام آرامش را
از دست داده است
در نگاه همه ی مردم یک جور نگرانیِ
خاصی موج می زند
همه غرق در بلاتکلیفیِ عجیبی
دست و پا می زنند
انگار هیچکس راه خانه اش را
بلد نیست
قار قار کلاغ ها
تو خبر چینِ چنارها
دلهره پخش می کنند
کوچه های پاییز
کمتر عابرِ عاشق دارد
خش خش دلتنگی
پا به پای غروب
غم انگیز تر می شود
دکه ی روزنامه فروشی انگار
هزار ماه است
خبرِ خوشی نفروخته است
میگویم
بیا زیر آلاچیق بوسه
دلی به گرمی عشق بزنیم
خدا را چه دیدی
شاید زمین و زمان
یادشان بیاید
ما هنوز همدیگر را
دوست داریم ....
- ۵۶۲
- ۰۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط