صبح زمستانی سردی هست

صبح زمستانی سردی هست
واحوال قشنگ
بر سرش انداخته خورشید
یک شال قشنگ
اینقدر می چسبد اینجا
با چنین صبح لطیف
از کتاب خواجه شیراز
یک فال قشنگ
دیدگاه ها (۱)

آلنی گفت: چرا تا به حال در طول این همه سال که با همیم، در ای...

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

𝖕𝖆𝖗𝖙13صبح، مارال از خواب بیدار شد. بدنش درد می‌کرد. روی بازو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.7 (روایت از زبان ا...

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۱ساعت شش و نیم صبح بود.کارگاه شیرینی‌پز...

پارت ۶

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 5 | لطف‌های کوچکصبح روز بعد، ا/ت با عجله وارد ...

رمان خبره ممنوعه پارت پنجم 5

Love and the MoonPart 50ویو یونا● بعد از چند دقیقه به شرکت ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط