پارت۶۳😍😋😋😋😋✌
از مدرسه تا عشق♥️ پارت۶۳
بردیا بلند جیغ زد گفت:چراااا از ترسم خواستم برم عقب رفتم محکم خوردم به مبل افتادم روش بردیا هم اومد جلو یه دستشو گذاشت رو تشک مبل یه دستشم رو شاخه های مبل صورتش روبه روی صورتم بود بردیا:چرا اینطوری میکنی؟؟ یه آب گلومو قود دادم گفتم:چون بردیا:چون؟ من:چون بردیا: چون؟ تند تند گفتم:چون اگه نیای یک مامان بابات منو میکشن دوم اگه نیای رابطه مامان بابا هامون خراب میشه حیف نیست بعد ۲۰ سال که به هم رسیدند دوباره جدا شن پسر خاله؟🙁 بردیا:مشکلت الان اینه؟ من:۱۰۰ در۱۰۰ بردیا:خوب من بازم نمیام به جهنم چی شه من:میشه بری اونور میخوام پاشم بردیا:نمیرم به تو چه؟ من:وااا کم مونده بی افتی رو من صورتش بکش کنار که دیگه قیافتو حفظم یه دفعه بردیا گفت:ببین صورتمو ببین چه به خاطر تو کتک خوردم نگاهش کردم دیدن صورتش کلا زخمه بغل لبش زخم شده بود انگشت اشارمو بردم طرف لباش میشه گفت .ذاشته بودم رو لبش لبشو نگاه می کردم گفتم:وای بمیرم واست به خاطر چه زخم شده سرمو بردم بالا دیدم بردیا پلک نمیزنه منو نگاه میکنه **وقتی دیدم خیلی محو من شده ترسیدم الان یه کاری کنه بلند گفتم:اعع یعنی حقته هواس ران😏 یه دفعه بردیا رفت اونور روشو برگردوند اونور گفت:زود باش برو پاشدم رفتم دستشو گرفتم گفتم:عچقم بیا دیگه🙃 بردیا:اییش برو گفتم که هنوز در حال گوه خوریم کار دارم چقدرم زود رنگ عوض میکنی تو😒 من:ببخشید صبح عصبی بودم یه چی گفتم ولی خدایی تقصیر تو بود☹☹ بردیا:ببخشید خانومی من چیکار کردم.؟ من:چرا داشتی با اون دختره میخندیدی 😤 بردیا:خندیدن جرمه؟ من:جرم نیست ولی پیش اون دختره لاشی بخندی جرمش از ۱۰۰بسته کوکائین بیشتره😤 بردیا:تو داری حسودی میکنی؟؟ من:ههه ههه من حسودی اصلا به من چه نظر میدم اصلا بمون اینجا بپوست من چیتم اصلا اینارو میگم برگشتم خواستم برم یه دفعه بردیا منو گرفت پیچوند رفتم بغلش دستش رو دور کمرم حلقه زده بود دستشو گذاشته بود رو صورتم گفت: تو همه چیزمی عشقمی نفسمی چطور میگی به من چه من اصلا چیت میشم من:بردیا بردیا: جانم؟ من:میای؟ بردیا:تو هر جا بگی میام )))یه نگاه به بردیا کردم دیدم مثل اون خمارا عاشق منو نگاه میکنه فقط به لبم نگاه می کرد ترسیدم ازش زود گفتم:بردیا به جون مادرم اگه الان نیم یه اتفاقی می افته که منم توش میمونم بردیا:چی؟ از لپ بردیا بوسیدم زود فرار کردم تو راه می گفتم:عشقم پس من تو خونه منتظرم بای 🙂 **بردیا دستشو طرف من گرفتو خیلی نرمو نازک غمیگین گفت:وااسااا من با تو کار داشتم☹■■■■♤■من:وای وای قلبم داره از جاش در میاد بردیا آخه چرا اینطوری میکنی؟ کم مونده بود پا بدما ای وای پا ندادم ناراحت نشه تو فکرش نیاد که دوسش ندارم وای وای چیکار کنم فکر نکنه عاشقش نیستم ولی من که عاشقشم🙁 آخه پا هم می داد بد میشد معلوم نیست چی می شد🤐🤐 ای وای پاشم برم الان میاد بدو بدو رفتم خونه■■■♤■■■■■ بردیا:چرا پا نمیده؟ یعنی چرا؟ نکنه دوستم نداره؟ نه نه اصلا اینطور نیست عاشقمه بابا اره■■■■■رسیدم خونه■■■ من:سلام سلااام مجدد کل خاندان:بردیا کوش؟ من:میشه دیگه از اون حرف نزنید حله میاد من:داره میاد🙂 خاله:چرا انقدر نگرانشم؟؟ یه دفعه بردیا از پشتم در اومد گفت:سلامی به زیبایی گل به کل خوانواده داداشم:چه خود شیرین😒😒 من:سلاام اومد وایستاد بغلم آروم گفتم:چه زود رسیدی؟؟ بردیا:با موتر اومدم من:اهان خوبی که؟ بردیا:توپ توپم مامانم: شما دو تا؟ ما:جانم؟ مامانم:پاشید گمشید غذا حاضری بخرید بیارید من:مامان بزا هنوز برسم به خونه آخه😩 مامانم:مرض پدرسگ فکر کردی اینا تا ابد اینجان رفتن سیاه کبودت میکنما گمشو برو بگیرید بیاید بردیا:باشه مامانی منتظر باشید من:راستی چی بگیریم مامانم:جوج😋😋
بردیا بلند جیغ زد گفت:چراااا از ترسم خواستم برم عقب رفتم محکم خوردم به مبل افتادم روش بردیا هم اومد جلو یه دستشو گذاشت رو تشک مبل یه دستشم رو شاخه های مبل صورتش روبه روی صورتم بود بردیا:چرا اینطوری میکنی؟؟ یه آب گلومو قود دادم گفتم:چون بردیا:چون؟ من:چون بردیا: چون؟ تند تند گفتم:چون اگه نیای یک مامان بابات منو میکشن دوم اگه نیای رابطه مامان بابا هامون خراب میشه حیف نیست بعد ۲۰ سال که به هم رسیدند دوباره جدا شن پسر خاله؟🙁 بردیا:مشکلت الان اینه؟ من:۱۰۰ در۱۰۰ بردیا:خوب من بازم نمیام به جهنم چی شه من:میشه بری اونور میخوام پاشم بردیا:نمیرم به تو چه؟ من:وااا کم مونده بی افتی رو من صورتش بکش کنار که دیگه قیافتو حفظم یه دفعه بردیا گفت:ببین صورتمو ببین چه به خاطر تو کتک خوردم نگاهش کردم دیدن صورتش کلا زخمه بغل لبش زخم شده بود انگشت اشارمو بردم طرف لباش میشه گفت .ذاشته بودم رو لبش لبشو نگاه می کردم گفتم:وای بمیرم واست به خاطر چه زخم شده سرمو بردم بالا دیدم بردیا پلک نمیزنه منو نگاه میکنه **وقتی دیدم خیلی محو من شده ترسیدم الان یه کاری کنه بلند گفتم:اعع یعنی حقته هواس ران😏 یه دفعه بردیا رفت اونور روشو برگردوند اونور گفت:زود باش برو پاشدم رفتم دستشو گرفتم گفتم:عچقم بیا دیگه🙃 بردیا:اییش برو گفتم که هنوز در حال گوه خوریم کار دارم چقدرم زود رنگ عوض میکنی تو😒 من:ببخشید صبح عصبی بودم یه چی گفتم ولی خدایی تقصیر تو بود☹☹ بردیا:ببخشید خانومی من چیکار کردم.؟ من:چرا داشتی با اون دختره میخندیدی 😤 بردیا:خندیدن جرمه؟ من:جرم نیست ولی پیش اون دختره لاشی بخندی جرمش از ۱۰۰بسته کوکائین بیشتره😤 بردیا:تو داری حسودی میکنی؟؟ من:ههه ههه من حسودی اصلا به من چه نظر میدم اصلا بمون اینجا بپوست من چیتم اصلا اینارو میگم برگشتم خواستم برم یه دفعه بردیا منو گرفت پیچوند رفتم بغلش دستش رو دور کمرم حلقه زده بود دستشو گذاشته بود رو صورتم گفت: تو همه چیزمی عشقمی نفسمی چطور میگی به من چه من اصلا چیت میشم من:بردیا بردیا: جانم؟ من:میای؟ بردیا:تو هر جا بگی میام )))یه نگاه به بردیا کردم دیدم مثل اون خمارا عاشق منو نگاه میکنه فقط به لبم نگاه می کرد ترسیدم ازش زود گفتم:بردیا به جون مادرم اگه الان نیم یه اتفاقی می افته که منم توش میمونم بردیا:چی؟ از لپ بردیا بوسیدم زود فرار کردم تو راه می گفتم:عشقم پس من تو خونه منتظرم بای 🙂 **بردیا دستشو طرف من گرفتو خیلی نرمو نازک غمیگین گفت:وااسااا من با تو کار داشتم☹■■■■♤■من:وای وای قلبم داره از جاش در میاد بردیا آخه چرا اینطوری میکنی؟ کم مونده بود پا بدما ای وای پا ندادم ناراحت نشه تو فکرش نیاد که دوسش ندارم وای وای چیکار کنم فکر نکنه عاشقش نیستم ولی من که عاشقشم🙁 آخه پا هم می داد بد میشد معلوم نیست چی می شد🤐🤐 ای وای پاشم برم الان میاد بدو بدو رفتم خونه■■■♤■■■■■ بردیا:چرا پا نمیده؟ یعنی چرا؟ نکنه دوستم نداره؟ نه نه اصلا اینطور نیست عاشقمه بابا اره■■■■■رسیدم خونه■■■ من:سلام سلااام مجدد کل خاندان:بردیا کوش؟ من:میشه دیگه از اون حرف نزنید حله میاد من:داره میاد🙂 خاله:چرا انقدر نگرانشم؟؟ یه دفعه بردیا از پشتم در اومد گفت:سلامی به زیبایی گل به کل خوانواده داداشم:چه خود شیرین😒😒 من:سلاام اومد وایستاد بغلم آروم گفتم:چه زود رسیدی؟؟ بردیا:با موتر اومدم من:اهان خوبی که؟ بردیا:توپ توپم مامانم: شما دو تا؟ ما:جانم؟ مامانم:پاشید گمشید غذا حاضری بخرید بیارید من:مامان بزا هنوز برسم به خونه آخه😩 مامانم:مرض پدرسگ فکر کردی اینا تا ابد اینجان رفتن سیاه کبودت میکنما گمشو برو بگیرید بیاید بردیا:باشه مامانی منتظر باشید من:راستی چی بگیریم مامانم:جوج😋😋
- ۱۱.۴k
- ۱۵ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط