{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤ ️💧 ✨ 🌸 ✨ 💧 ❤ ️

❤ ️💧 ✨ 🌸 ✨ 💧 ❤ ️

🌹 این چنین احساس کردم بین رؤیا بارها

🌹 می زنم بوسه به دست وپایت آقابارها

🌹 خواستم تامهزیارت باشم امّا روز و شب

🌹 سبز شد در پیش رو «امّا ـ اگرها» بارها

❤ ️💧 ✨ 🌸 ✨ 💧 ❤ ️
@akhere_zaman
@gallerymazhabi
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۰ چند روز از آن شب بارانی گذشته بود.رابطه‌ی من و تهیون...

یک شب، یک اشتباهساعت از یازده شب گذشته بود که رادین بالاخره ...

پارت پنجاه‌وهشتم | اولین بوسهجئون جونگ‌کوکبعد از اینکه من و ...

Forced MarriagePart 46چند روز از برگشتنم به شرکت گذشته بودهم...

پارت دهم | بین عشق و رفاقترزا با نگرانی به آن دو نگاه کرد.ـ ...

فصل دومپارت یازدهم | اعترافی زیر نور ماهصدای موسیقی سالن کم‌...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

چند پارتی تهیونگ

P : 31

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط