{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

ین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش

کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست
گم گشته دیار محبت کجا رود؟

نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم! که یار به حالم نظر نگرد

ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست

در کار عشق او که جهانیش مدعی است

این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست؟

 

گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش خرام

کاین سوز دل به ناله هر عندلیب نیست
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های پاکزین گونه ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم ...

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غری...

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایتِ هجران، غ...

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم حکایت هجران غر...

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غر...

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط