{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
جانم بگیرو صحبت جانانه ام ببخش ، یارا
که از جان شکیب هست وز جانان شکیب نیست
گمگشته ی دیار محبت کجا رفت
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظرنکرد
ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست
آسیمه سر
آسیمه سر رسیدی
از غربت بیابان
دلخسته دیدمت در
آوار خیس باران
وا مانده در تبی گنگ
ناگه به من رسیدی
من خود شکسته از خود
در فصل نا امیدی
در برکهء دو چشمت
نه گریه و نه خنده
گم کرده راه شب را
سرگشته چون پرنده
من ره به خلوت عشق
هر گز نبرده بودم
پیدا نمیشدی تو
شاید که مرده بودم
پیدا نمیشدی تو
شاید که مرده بودم
من با تو خو گرفتم
از خنده ات شکفتم
چشم تو شاعرم بود
تا این ترانه گفتم
در خلوت سرایم
یک باره پر کشیدی
آن گاه ای پرنده
بار دگر پریدی
در خلوت سرایم
یک باره پر کشیدی
آن گاه ای پرنده
بار دگر پریدی
دیدگاه ها (۶)

شب اول محرمه.میخوام دعا کنم.....نه برای خودمبرای دوستای مجاز...

سلام برهمگی صبح پنجشنبه تون بخیر وزیبابرنده امروز فاطی خانم ...

سلام دوستان صبحتون بخیرپاییزتون قشنگ

سلام برهمگی صبح چهارشنبه تون بخیربرنده امروزشماره 1990میباشد...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو ا...

#رد_خون_و_بوسه14لارا:بگو چی شده؟مینجی:حامله نیستلارا:چ-چیییی...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت پایانیکوک چند ثانی...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت۹ _____________________✨🌝✨__...

سناریو ایزانا

نام: قرارداد نفرتPart:²⁶چند دقیقه از آخرین حرف جونگکوک گذشته...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط