{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست 
گر سر کنم حکایت هجران غریب نیست 
جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش 
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست
گم گشته دیار محبت کجا رود 
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست 
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد 
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست 
در کار عشق او که جهانیش مدعی ست 
این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست 
جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت 
وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست 
گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش خرام 
کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست🌷

هوشنگ ابتهاج🌷

#انرژی-مثبت🌷
دیدگاه ها (۱)

زندگی کتابی است پر ماجراهیچگاه آن را به خاطر یک ورقش درور می...

روزی در ساحل دريا زيبايی وزشتی با هم ملاقات كردند. هر كدام ب...

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمدحالتی رفت که محراب به فریاد آ...

خرابی و خراباتی همه شب زنده دار امشب همه عاشق همه مجنون به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط