زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

گم گشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست

در کار عشق او که جهانیش مدعی ست
این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست
دیدگاه ها (۵)

من میروم ،و کلید این خانه دلگیر را ،زیر هیچ گلدانی نخواهم گذ...

ما آمده ایم در این دنیا که زندگی کنیمخیلی از ما ۳۰ یا ۴۰ سال...

میانِ این رفتن هانماندن هابد قولی هاو بی وفایی ها…باید باشدک...

برای عزیزانتم بفرست تا آرامش بگیرن..✨❤بذار بهت یاداوری کنم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط