─═इई 🍃 🌸 🍃 ईइ═─

─═इई 🍃 🌸 🍃 ईइ═─

#داستانک

فردی نزد حکیمی رفت و گفت: خبر داری که فلانی درباره ات چقدر غیبت و بدگویی کرده؟

حکیم با تبسم گفت: او تیری را به سویم پرتاب کرد که به من نرسید، تو چرا آن را برداشتی و در قلبم فرو کردی؟

"یادمان باشد هیچوقت سبب نقل کینه ها و دشمنی ها نباشیم.



─═इई 🍃 🌸 🍃 ईइ═─
دیدگاه ها (۲۸)

‌ فردی نزد حکیمی رفت و گفت :خبر داری که فلانی درباره اتچقدر ...

فردی نزد حکیمی رفت و گفت:خبر داری که فلانی درباره ات چقدر غی...

یکی نـزد حکیمی آمـد و گفت : خبـر داری فلـانی درباره ات چقدر ...

فردي نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره‌ات چه قدر غی...

فردي نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غی...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت:خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیبت...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت: خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غی...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت:خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیبت...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیب...

یکی نزد حکیمی آمد و گفت :خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط