{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرباز : میشه برم دوستمو که زخمی شده نجات بدم ؟

سرباز : میشه برم دوستمو که زخمی شده نجات بدم ؟
فرمانده : ارزش نداره تا تو بری اون مرده ...
ولی سرباز رفتو با جنازه دوستش برگشت.
فرمانده : دیدی گفتم ارزش نداره!
سرباز : چرا داشت، وقتی رسیدم بالا سرش گفت میدونستم که میای رفیق !
دیدگاه ها (۵)

چی شد که سیگـ

یه شبایی تو زندگی هست که وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنی ...

چی شد که سیگـ

آیا میدانستید که ایران هم یکروزی تایتانیک داشته؟ سرنوشــت غم...

فوکوزاوا:نه دازای من قبول نکردم که تو به این ماموریت بری... ...

🐯💕~ تهیونگ با دوستش رفته بودن غذاخوری و بانویی که اونجا کار ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 158♡⁠。⁠)⁩برگشت ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

پارت ۱۸جونگ کوک :چته؟یونا:میشه منو ببرین پیش دوستام باید بهش...

رومان عشق بی نھایت پارت9از زبان ملیساخبر خیلی زود بینہ کلہ م...

رومان عشق بی نھایت پارت9از زبان ملیساخبر خیلی زود بینہ کلہ م...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²³چند دقیقه از ورودشان به اردوگاه گذ...

سلام پرنسسام.... خوبین؟؟ 🫠🫠بفرمایین پارت جدید.... The unwant...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط