سناریو(درخواستی):

سناریو(درخواستی):
وقتی بچتون خیلی اذیتت کرده و از دستش میزنی زیر گریه:

نامجون :(به بچت میگه بره اتاق)چاگیا اشک های خوشگلت و هدر نده برات پرستار میگیرم خوبه

جین : ببین مامانی و ناراحت کردی حالا برو ازش معذرت خواهی کن

شوگا : (بغلت می‌کنه) نبینم خانومم به خاطر یه همچین مسئله کوچیکی گریه کنه

جیهوپ : ببخشید عشقم تقصیر منه باید بیشتر بهت کمک کنم

جیمین : (یه کوچولو بچتون و دعوا می‌کنه) عزیزم بیا بغلم گریه نکن باشه وقتی گریه می‌کنی هول میشم ببخشید باید بیشتر حواسم بهتون باشه

تهیونگ : (رو به بچتون میگه) همین الان از مامانی معذرت خواهی می‌کنی و قول میدی دیگه اذیت نکنی

جونگ کوک: (به بچتون میگه) خیلی داری شیطنت می‌کنی همین الان برو مامان بغل کن و ازش معذرت خواهی کن اگه ببینم باز داری زنم و اذیت می‌کنی باهم دعوامون میشه


نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
دیدگاه ها (۸)

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

سناریو🎀وقتی بچتون سرت داد میزنه بچه ۸ سالشه[شوهرمونن]💫نامجون...

سناریو-BTSوقتی میرم رو پاشون می‌شینیمنامجون🐨: داشت کتاب میخو...

سناریو جونگکوک

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

پارت ۵ | ناهار اجباریساعت دوازده و نیم ظهر بود.تهیونگ بالاخر...

جیهوپ: لونا من اومدم لوناویو جیهوپ رفتم توی اتاق لونا دیدم ی...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

* تهیونگ: اخیراً دیگه به‌اندازه‌ی قبل عبارت «با من ازدواج کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط