میگه تو بم داشتم منبر می رفتم شب تاسوعا بود ...
میگه تو بم داشتم منبر می رفتم شب تاسوعا بود ...
دیدم یکی داره عبامو میکشه
برگشتم دیدم یه جوونی رو ویلچر نشسته گفت: آقا بیا ...
رفتم پایین
گفت از زابل اومدم
اینجا از هر دو پا فلج شدم، مریض شدم، دعا کنید برام ...
گفتم خدا ایشالله شفات بده
گفت آقا من عیالوارم بچه هام گرسنه ان بچه های قد ونیم قد دارم التماس می کرد ...
گفتم چشم عزیزم دعا میکنم !
داشتم میرفتم دیدم یه حرفی زد.........
گفت "آقا من شیعه هم نیستما ...سنی ام "
ما رو منبر ریختیم به هم نفهمیدم چی شد....
نشسته بودم روضه سختی خوندم
خیلی وحشتناک شد ...
جلسه ریخت به هم ...
همه پا شده بودند شور گرفته بودند
"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ...."
یه وقت دیدم ویلچر خالیه گفتم شاید حالش بد شده
دیدم نیییییست، گفتم شاید افتاده
دیدم نه ...
وسط گود رو دوتا پاهاش واستاده و میگه "ای اهل حرم" .....
دیدم یکی داره عبامو میکشه
برگشتم دیدم یه جوونی رو ویلچر نشسته گفت: آقا بیا ...
رفتم پایین
گفت از زابل اومدم
اینجا از هر دو پا فلج شدم، مریض شدم، دعا کنید برام ...
گفتم خدا ایشالله شفات بده
گفت آقا من عیالوارم بچه هام گرسنه ان بچه های قد ونیم قد دارم التماس می کرد ...
گفتم چشم عزیزم دعا میکنم !
داشتم میرفتم دیدم یه حرفی زد.........
گفت "آقا من شیعه هم نیستما ...سنی ام "
ما رو منبر ریختیم به هم نفهمیدم چی شد....
نشسته بودم روضه سختی خوندم
خیلی وحشتناک شد ...
جلسه ریخت به هم ...
همه پا شده بودند شور گرفته بودند
"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ...."
یه وقت دیدم ویلچر خالیه گفتم شاید حالش بد شده
دیدم نیییییست، گفتم شاید افتاده
دیدم نه ...
وسط گود رو دوتا پاهاش واستاده و میگه "ای اهل حرم" .....
- ۵.۵k
- ۰۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط