سلام دوستای خوشگلم

سلام دوستای خوشگلم

سر کلاس فیزیک یکی از دانشجوها
تا استاد روشو میکرد اونطرف سوت میزد
یه نیم ساعتی بود که داشت این کار رو تکرار میکرد
و استاد دیگه کلافه شده بود

استاد برگشت گفت بچه ها میخوام براتون
یه خاطره تعریف کنم

وقتی دانشجو بودم با یکی از همکلاسیام دوست شدم
و یه چند وقتی با هم بودیم
شب فارغ التحصیلیمون تا صبح با هم بودیم😁💦

از اون قضیه شیش ماه گذشت
تا اینکه یه شب همون دختره زنگ زد و گفت
از من حامله س🤦‍♂️😯
من گردن نمیگردم ولی بعد از کلی کلنجار رفتن
گفتم باشه بچمو بیار ببینمش😍
ولی اون گفت نه نمیزارم دستت بهش برسه🤨☝️
ولی وقتی بزرگ شد و دانشجو شد
بهش میگم بیاد سر کلاسات
و برات سوت بزنه😂😂

پسری که سوت میزد خیلی ریلکس
یه جا آروم گرفت😂😂
دیدگاه ها (۷)

شب جمعه بود سر مزار آرشا نشسته بودم دیدم یه خانم مسنی داره ا...

بچه ها مربوط به پست قبل یادم رفت توضیح بدم درباره ی سه تای ا...

part¹²ویو جونگکوک::نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷³جیمین با عجله وارد کلاس شد. نفسنفس میزد و موها...

پارت شیش ( آخر )

گمشده در روشنایی. P 4

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_پانزدهم فردا صبح، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط