{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part¹²

part¹²

ویو جونگکوک::


نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی میخواست اما گفت میخواد ببرتش، از اون طرف خوشحال شدم از اون طرف ناراحت، خوشحال از اینکه داره میره و ناراحت از اینکه.......
نمیدونم..
جدیدا وقتی ات رو میبینم یه حسی میگیرم
نمیدونم این حسه فاکی چیه..
وقتی یاروئه گفت میخواد ات رو ازم بگیره قلبم تند تند زد........نمیدونستم چرا
این چه حسه واقعا(به این حس میگن حاملگی تو از ات حامله ای😍💔)
ولی گفتم بیاد ببرتش چون ازش بدم میاد
ولی جواب مامان باباشو چی بدم؟؟
میگم رفته مسافرت.....اره خوبه

پرش موقعه رسیدن به خونه::( امشب غم دیروز و پری روز و فلان سال و فلان حال و فلان💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻)

وقتی رسیدم خونه ات در و باز کرد، یه نگاه بهش انداختم و گفتم..


علامت ها
جونگکوک -
ات +



- فردا یکی ساعت ۱۰ میاد میبرتت دیگه از شرت خلاص میشم، برو وسایلت و جمع کن*سرد

وقتی بهش گفتم میخوام از شرت خلاص شم قلبم مثل سگ داشت میزد و گلوم بغضی شد بعد این حرفم نمیدونم چرا واسه همین مستقیم رفتم تو اتاق و در و قفل کردم


ویو ات::

جونگکوک بهم گفت من و داد به یکی
خیلی ناراحت شدم، کم مونده بود جلوش بشینم گریه کنم، واقعا چجوری تونست، اون تو روز عروسی بهم خیانت کرد چیزی نگفتم من و برده خودش کرد چیزی نگفتم همیشه کتکم میزد چیزی نگفتم الانم من و مفت و مجانی داد رفت؟*بغض
دیدگاه ها (۵)

شاهزاده دوست داشتنی من

ویو یونگیاون ویدیو رو دیدم و ناراحت شدم،من چرا اون کارو باها...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

Destiny part 9

پارت ۲ دو پارتی اسمات جونگکوک*درخواستی* دوستان هرکی جنبه ندا...

وقتی عموت بود

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

سناریو جونگکوک

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط