تو از دنیا با هم بودنمان را می خواستی و من چه قدر بی رحم

تو از دنیا با هم بودنمان را می خواستی و من چه قدر بی رحم بودم که همه لحظه های زندگی ام را ارزانی تو نکردم . بابا من را ببخش بخاطر همه آن بار هایی که پای تلفن به تو میگفتم کار دارم و بعدا زنگ میزنم .
من نادان من بدبخت از کجا میدانستم انقدر زود میرسد روز شومی که فرشته مرگ بابای زیبایم را از آغوش من می رباید.
بابا مرا ببخش بخاطر همه ی نادانی هایم، بخاطر همه کاستی هایم، بخاطر تمام این دو سالی که تو نبودی و من نفس کشیدم، بخاطر تمام کارهایی که میخواستم بکنم و نشد...وقت نشد...
خودت میدانی چقدر عاشقت بودم و هستم، خودت خوب میدانی همه زندگی ام بودی، میدانی معبد و معبود من بودی، امیدم بودی، پناهم بودی، تکیه گاهم بودی، آرام جانم، بهارم...همه جانم بودی...
بابا اینجا بدون تو بهار هم جهنم است..
#دلتنگ
دیدگاه ها (۹)

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

ابلیس

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

تو از دنیا با هم بودنمان را می خواستی و من چه قدر بی رحم بو...

، خواستم بگم خیلی وقته دلم برات تنگ شده، دلتنگ ِهمه اون شبای...

من و تو زمانی آنگونه یکدیگر را دوست داشتیم ، که دیگر جایی بر...

دلنوشته📝 💔 .پریای زیبام.تمام امشب را برای نبودنت اشک ریخته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط