{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو از دنیا با هم بودنمان را می خواستی و من چه قدر بی رحم

تو از دنیا با هم بودنمان را می خواستی و من چه قدر بی رحم بودم که همه لحظه های زندگی ام را ارزانی تو نکردم . بابا من را ببخش بخاطر همه آن بار هایی که پای تلفن به تو میگفتم کار دارم و بعدا زنگ میزنم .
من نادان من بدبخت از کجا میدانستم انقدر زود میرسد روز شومی که فرشته مرگ بابای زیبایم را از آغوش من می رباید.
بابا مرا ببخش بخاطر همه ی نادانی هایم، بخاطر همه کاستی هایم، بخاطر تمام این یکسالی که تو نبودی و من نفس کشیدم، بخاطر تمام کارهایی که میخواستم بکنم و نشد...وقت نشد...
خودت میدانی چقدر عاشقت بودم و هستم، خودت خوب میدانی همه زندگی ام بودی، میدانی معبد و معبود من بودی، امیدم بودی، پناهم بودی، تکیه گاهم بودی، آرام جانم، بهارم...همه جانم بودی...
بابا اینجا بدون تو بهار هم جهنم است..
لعنتی ترین بیست و دوم سال:'(
سالگرد..
دیدگاه ها (۱۷)

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

تو از دنیا با هم بودنمان را می خواستی و من چه قدر بی رحم بو...

، خواستم بگم خیلی وقته دلم برات تنگ شده، دلتنگ ِهمه اون شبای...

من و تو زمانی آنگونه یکدیگر را دوست داشتیم ، که دیگر جایی بر...

دلنوشته📝 💔 .پریای زیبام.تمام امشب را برای نبودنت اشک ریخته...

بابای خوبم؛دلم برای کودکی هایی که توی آغوش مردانه‌ات مچاله م...

پارت63درباره تو فکر کرد منم بعدم نیومد نقش بازی کردم تا روزی...

من از تمام دنیای به این بزرگی چهار دیواری دارم و کاغذ و قلمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط