تو از دنیا با هم بودنمان را می خواستی و من چه قدر بی رحم
تو از دنیا با هم بودنمان را می خواستی و من چه قدر بی رحم بودم که همه لحظه های زندگی ام را ارزانی تو نکردم . بابا من را ببخش بخاطر همه آن بار هایی که پای تلفن به تو میگفتم کار دارم و بعدا زنگ میزنم .
من نادان من بدبخت از کجا میدانستم انقدر زود میرسد روز شومی که فرشته مرگ بابای زیبایم را از آغوش من می رباید.
بابا مرا ببخش بخاطر همه ی نادانی هایم، بخاطر همه کاستی هایم، بخاطر تمام این یکسالی که تو نبودی و من نفس کشیدم، بخاطر تمام کارهایی که میخواستم بکنم و نشد...وقت نشد...
خودت میدانی چقدر عاشقت بودم و هستم، خودت خوب میدانی همه زندگی ام بودی، میدانی معبد و معبود من بودی، امیدم بودی، پناهم بودی، تکیه گاهم بودی، آرام جانم، بهارم...همه جانم بودی...
بابا اینجا بدون تو بهار هم جهنم است..
لعنتی ترین بیست و دوم سال:'(
سالگرد..
من نادان من بدبخت از کجا میدانستم انقدر زود میرسد روز شومی که فرشته مرگ بابای زیبایم را از آغوش من می رباید.
بابا مرا ببخش بخاطر همه ی نادانی هایم، بخاطر همه کاستی هایم، بخاطر تمام این یکسالی که تو نبودی و من نفس کشیدم، بخاطر تمام کارهایی که میخواستم بکنم و نشد...وقت نشد...
خودت میدانی چقدر عاشقت بودم و هستم، خودت خوب میدانی همه زندگی ام بودی، میدانی معبد و معبود من بودی، امیدم بودی، پناهم بودی، تکیه گاهم بودی، آرام جانم، بهارم...همه جانم بودی...
بابا اینجا بدون تو بهار هم جهنم است..
لعنتی ترین بیست و دوم سال:'(
سالگرد..
- ۱.۶k
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط